بررسی نسخه Early access بازی Hellsign

0
17
بررسی نسخه Early access بازی Hellsign

کلا از بدشانسی ما گیمرهاست که استودیوهای بازیسازی همواره بهترین آثار خود را نه در تعطیلی‌ها بلکه در پرمشغله‌ترین ماه‌های سال عرضه می‌کنند. چرا باید در ماه ژولای و آگوست که اوج بیکاری و تعطیلی ماست هیچ عنوان درخوری عرضه نشود و در عوض مابین اواخر سپتامبر تا اوایل دسامبر که همه مشغول کار و مدرسه و امتحان و دانشگاه هستند، موجی از عناوین نه تنها خوب بلکه شاهکارهای تاریخ عرضه شوند. فقط یک لحظه فرض کنید Red Dead Redemption 2 و Forza Horizon 3 در تابستان منتشر می‌شد. حتی فرضش هم زیباست اما واقعیت تلخ‌تر از این حرف‌هاست. علاوه بر عناوین AAA و پرخرج و حجیم، حتی بسیاری از عناوین پلتفرمر و استراتژیک زیبا هم در این تاریخ‌ها منتشر می‌شوند تا اگر کمترین شانسی هم برای تجربه آن‌ها بماند زیرپای عناوین با بودجه‌های میلیاردی له شوند و شاید هیچکس آن‌ها را تجربه نکند. غافل از اینکه این بازی‌ها هم نقش مهمی در زنده ماندن نواوری در هنر هشتم دارند.

یکی از این عناوین که حتی خود من به عنوان منتقد برترین سایت گیم در ایران که مدام در حال چک کردن فروشگاه‌های مختلف و اطلاع داشتن از عرضه‌ی لحظه‌ای بازی‌ها از وجود آن بی اطلاع بودم، عنوان زیبا و متفاوت Hellsign بود که هم اکنون نسخه دسترسی زودهنگام آن یا Early access در دسترس علاقه‌مندان است. بی‌راهه نگفته‌ام اگر اعتراف کنم که تجربه بازی با آن‌چیز که در ذهنم قبل از دوبار کلیک بر روی آیکون آن داشتم بسیار فرق داشت و اصلا انتظار چنین بازی خوبی را نداشتم. Hellsign برای علاقه‌مندان بازی‌های کاراگاهی و ماجراجویی نقش‌آفرینی و البته دوربین ایزومتریک قطعا توصیه می‌شود. با بررسی نسخه دسترسی زودهنگام بازی Hellsign با گیمفا همراه باشید.

hellsign

داستان بازی ساده است و رک و راست می‌گویم بازی شروع خوبی ندارد. بازی با یک Cutscene کامیک‌مانند آغاز می‌شود و از همان لحظه شروع سوال‌های بسیاری را در ذهنتان به وجود می‌آورد. این یکی از ویژگی‌های خوب یک بازی محسوب می‌شود به شرطی که شروع بازی ذهنتان را درگیر کند و بتواند یک تصور جالب اما مبهم در شما به وجود آورد. متاسفانه شروع بازی آنقدر پیش‌ پا افتاده است که ممکن است قبل از ورود به دنیای بی‌رحم بازی آن را رها کنید. اما توصیه می‌کنم زود قضاوت نکنید و بازی را ادامه دهید تا ببینید بازی چیزهای زیاد و نویی را در چنته دارد که نخواهید خواست خود را از آن محروم کنید. بازی با یک کابوس از شخصیت اصلی که نام و تخصص او را شما انتخاب می‌کنید آغاز می‌شود. او در خواب می‌بیند که در یک محیط جهنمی گیر افتاده و در حال مبارزه با موجوداتی شیطانی است. او از خواب می‌پرد و در حالی که حس مرگ دارد تلفنش زنگ می‌خورد و صدایی ناشناس به او در مورد جست و جوی یک خانه که وقایع ماوراالطبیعه در آن رخ داده می‌گوید و به او یک آدرس می‌دهد.

نمایی از خانه شخصیت اصلی که در آن می‌توانید مهارت‌های خود را ارتقا دهید یا با وسایلی که پیدا کرده‌اید در قسمت Crafting چیزهای جدید بسازید و یا وسایل دیگری را برای شخصیت اصلی Equip کنید

یکی از ایرادات بازی این است که بازی در شخصیت مزدور پروتاگونیست اغراق کرده است. مثلا او بعد از گرفتن آدرس مستقیما بدون پرسیدن هیچ سوالی کار خواسته شده را انجام می‌دهد! درست است که در ادامه و بعد از گدشت چند ساعت بازی ریتم خود را پیدا می‌کند و به سوالات شما هم تا حد زیادی پاسخ می‌دهد، اما بهتر بود سازندگان تا این حد برای شروع داستان اصلی و هل دادن گیمر به بازی و مبارزات عجله نداشته باشد. به مرور با شخصیت‌های زیادی آشنا می‌شوید که هر کدام به دلیلی از شما جست و جوی یک خانه یا منطقه را می‌خواهند و شما باید با Gadgetهایی که در اختیار دارید (که هسته‌ی اصلی بازی هم تشکیل می‌دهند) ماموریت‌ها را انجام دهید و پول دریافت کنید. تمام دیالوگ‌های بازی به صورت یک نوشته در کادری مستطیلی بزرگ به نمایش در می‌آید و البته که به روال تمام بازی‌های نقش‌آفرینی، انتخاب دیالوگ هم انجام می‌دهید. هرچند این انتخاب‌ها فعلا که بازی Early Access است تاثیری در روند بازی ندارند و ممکن است در نسخه نهایی تغییراتی را در روند بازی با توجه به انتخاب‌ها شاهد باشیم.

از داستان ساده‌ی بازی که بگذریم و وارد مقوله گیم‌پلی شویم، بازی تازه برگ برنده‌اش که قسمت ماجراجویی با استفاده از گجت‌ها می‌باشد را رو می‌کتد. شما در نقش یک Scout می‌توانید تخصص اصلی خود را قبل از شروع بازی انتخاب کنید. این Speciality حکم همان کلاس را در دیگر بازی‌ها دارد و انصافا هم تغییرات قابل قبولی را در بازی ایجاد می‌کند. کلاس‌های مختلفی نطیر Archeologist، Field Medic و Detective در بازی وجود دارند و هر کدام یکی از قدرت‌های شما را تقویت می‌کنند. به عنوان مثال کاراگاه می‌تواند صدای پای دشمنان را از فواصل دور تشخصی دهد و آمادگی بهتری قبل از پدیدار شدن آن پیدا خواهید کرد. Field Medic همانطور که از نامش پیداست خواهیدتوانست مصدومیت‌ها و زخم‌های خود را راحت‌تر درمان کنید. Archeologistها هم راحت‌تر می‌توانند Signها یا مدارک خواسته شده را پیدا کنند و کارتان را راحت‌تر خواهند کرد. همانطور که گفتیم هسته اصلی بازی استفاده از گچت‌هاست و نمی‌‌توانید بدون استفاده از آن‌ها حتی ماموریت‌های ابتدایی و تمرینی بازی هم به پایان برسانید. پروتاگونیست چندین گجت کاربردی و مفید را همراه خود دارد که در ادامه به شرح آن‌ها خواهیم پرداخت.

برعکس قسمت‌های خوب جست و جو و البته آسان نبودن این قسمت‌ها بخش ضعیف بازی که امیدواریم سازندگان در نسخه اصلی این مشکل را برطرف کنند، درگیری‌ها با سلاح‌های گرم است. در این قسمت‌ها اگر بدون کلیک راست شلیک کنید شاهد یک شلیک هوایی و اگر آن را نگه‌دارید و سپس شلیک کنید، به زمین شلیک خواهید کرد. مشکل این قسمت عدم توانایی در نشانه‌گیری دقیق است

مهم‌ترین گجت شما EMF نام دارد. این گجت برای پیدا کردن سرنخ‌ها در محیط استفاده می‌شود و اصلی‌ترین وسیله شماست. طرز کار آن هم به این صورت است که شما EMF را روشن کرده، سپس عقربه آن به همراه یک صدا شروع به جابه جا شدن می‌کند. هر چقدر که جهت عقربه بیشتر به سمت Max و صدای ساطع شده از آن بیشتر باشد، یعنی به سرنخ نزدیک‌تر هستید و وقتی عقربه روی حد ثابت می‌شود یعنی درست روی سرنخ ایستاده‌اید یا روبه رویتان قرار دارد. مکانیزم کار این گجت دقیق است و خوشبختانه باعث سردرگمی نمی‌شود. گجت مهم بعدی Cathabolic Light نام دارد که با ستفاده از آن می‌توانید رد خون‌ها را دنبال کنید و سرنخ‌های مربوط به آن را پیدا کنید. Thermal Light،Trapو Countermeasureها گجت‌های بعدی شما هستند که کاملا کاربردشان از نامشان پیداست و می‌توانید با استفاده از نور حساس به حرارت، دام‌ها و ضد وسیله‌ها برای شناسایی، مقابله و از پای داوردن دشمنان استفاده کنیم.

کاراگاه مهدی در حال پیدا کردن سرنخ از رد خون این بیچاره که معلوم نیس کدوم جن یا روحی اونو کشته. یه کمم بترسیمD:

قسمت‌های جست و جو و کاراگاهی بازی بسیار خوب است و به شخصه نظیر آن را در بازی‌های سال‌های اخیر ندیده بودم. بازی اکشن با دوربین ایزومتریک بسیار دیده بودم و حتی بازی‌های ماجراجویی هم با این دوربین تجربه کرده‌ام، اما این بازی چیز متفاوتی است و واقعا در این قسمت‌ها حس یک کاراگاه واقعی به شما القا می‌شود. بعد از به دست آوردن مدارک باید آن‌ها را با کمک مقالات و دفترچه خود افتراق دهید و مواد تشکیل دهنده‌ی آن‌ها را تشخیص دهید. برعکس قسمت‌های خوب جست و جو و البته آسان نبودن این قسمت‌ها بخش ضعیف بازی که امیدواریم سازندگان در نسخه اصلی این مشکل را برطرف کنند، درگیری‌ها با سلاح‌های گرم است. در این قسمت‌ها اگر بدون کلیک راست شلیک کنید شاهد یک شلیک هوایی و اگر آن را نگه‌دارید و سپس شلیک کنید، به زمین شلیک خواهید کرد. مشکل این قسمت عدم توانایی در نشانه‌گیری دقیق است. متاسفانه سیستم نشانه‌گیری آن‌قدرها دقیق نیست و شاید بارها شاهد باشید با وجود تیر زدن به کنار یک دشمن، آن را هدشات کرده‌اید.

مهم‌ترین گجت شما EMF نام دارد. این گجت برای پیدا کردن سرنخ‌ها در محیط استفاده می‌شود و اصلی‌ترین وسیله شماست. طرز کار آن هم به این صورت است که شما EMF را روشن کرده، سپس عقربه آن به همراه یک صدا شروع به جابه جا شدن می‌کند. هر چقدر که جهت عقربه بیشتر به سمت Max و صدای ساطع شده از آن بیشتر باشد، یعنی به سرنخ نزدیک‌تر هستید و وقتی عقربه روی حد ثابت می‌شود یعنی درست روی سرنخ ایستاده‌اید یا روبه رویتان قرار دارد

سیستم پیشرفت شخصیت اصلی هم با استفاده از Skillها در بازی وجود دارد. ای سیستم، به ۴ قسمت اصلی تقسیم می‌شود و هر کدام قسمتی از شخصیت پروتاگونیست بازی را در نظر می‌گیرند. بخش Guns به پیشرفت مبارزات با سلاح‌های گرم و سرد، Survival، به بقای بیشتر بازیباز کمک می‌گند. مثلا باعث می‌شود بازباز در هر کلاسی راحت‌تر از قبل Revive کند و البته کلاس Field Medic در این قسمت می‌تواند تا حد دوبرابر مقاومت به ضربات یا سلامتی شما را افزایش دهد. بخش Investigation بازی به تقویت احساس شنوایی، بینایی و بعضی گجت‌های شما می‌پردازد. و درنهایت میرسیم به بخش Subterfurge که در آن باید Trip wireها و نارنجک‌های خود را ارتقا دهید.

گرافیک بازی به نسبت حجم بسیار کمش (۱٫۵ گیگ) در سطح خوبی قرار دارد. باران را که اکثر وقت‌ها در بازی در حال باریدن است بسیار دوست دارم; این باران یک حس نوآر و غربی را به بازیباز القا می‌کند که جذابیت بازی را دو چندان هم می‌کند. کیفیت تکسچرها و بافت‌های بازی نیاز به کیفیت بسیار بالایی نداشته چون واقعیت هم این است که در این سبک شما توجه چندانی به پر زرق و برق بودن بازی نمی‌کنید و بیشتر در متن گیم‌پلی غرق می‌شوید. اما با توجه به این موضوع هم بازی بسیار خوب از پس وظیفه‌اش برامده و به خوبی توانسته یک محیط مرده و جهنمی و در بسیاری اوقات ترسناک را به وجود آورد. سایه‌ها و نورپردازی بازی هم در سطح خوبی قرار دارد و تنها مشکلی که می‌توان در این قسمت به بازی گرفت فریم ریت بد بازی روی سیستم‌های ضعیف است. بازی جزئیات فراوانی در گرافیک به خود نمی‌بیند اما باز هم نخواهید توانست بازی را روی یک کامپیوتر Low-End یا Mid-Endهای قدیمی، به خوبی اجرا کنید و به خوبی بهینه نشده است.

به عنوان مثال کاراگاه می‌تواند صدای پای دشمنان را از فواصل دور تشخصی دهد و آمادگی بهتری قبل از پدیدار شدن آن پیدا خواهید کرد. Field Medic همانطور که از نامش پیداست خواهیدتوانست مصدومیت‌ها و زخم‌های خود را راحت‌تر درمان کنید. Archeologistها هم راحت‌تر می‌توانند Signها یا مدارک خواسته شده را پیدا کنند و کارتان را راحت‌تر خواهند کرد.

شخصیت‌ها در نسخه Early access هیچ ضدایی ندارند و البته ممکن است در بازی اصلی هم نداشته باشند. اما در عوض افکت‌های محیط و موسیقی بازی خیلی خوب کار شده است و به خوبی هر چه تمام‌تر یک فضای مرده و ناامید را می‌توان در موسیقی دلهره‌آور بازی یافت. هرچند که تعداد قطعات آن فعلا ۲ عدد بیشتر نیست و قظعا این عدد در نسخه نهایی افزایش خواهد یافت.

Hellsign در بازار شلوغ ۲۰۱۸ که پر است از شاهکارهای به یادماندنی گم شده است و سازندگان هم نباید فعلا برای عرضه نسخه نهایی عجله‌ای کنند. زیرا هرچقدر هم خوب کار کنند باز هم با یک شکست تجاری مواجه خواهند شد. اگر به دنبال یک بازی کاراگاهی-نقش‌آفرینی خوب هستید و البته با دوربین ایزومتریک هم مشکلی ندارید، Hellsign یکی از متفاوت‌ترین تجربه‌هایتان خواهد بود.

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید