قد و بررسی Rainbow Six Siege به همراه بسته های الحاقی

0
23
قد و بررسی Rainbow Six Siege به همراه بسته های الحاقی

در مقدمه مقاله نقد بسته الحاقی Marching Fire عنوان For Honor, که چندی پیش خدمت شما دوستان عزیز ارائه گردید، به طور بسیار کلی و گذرا به تغییر رویکرد کمپانی Ubisoft, در قبال فرانچایزهای مختلفش از اواخر نسل هفت تا به امروز اشاره کردم و مشخص شد که Ubisoft, از اواخر نسل هفتم به بعد، از توسعه و نشر عناوین خطی مانند Prince of Persia یا splinter cell فاصله گرفته و اکثریت توان مالی و انسانی خود را معطوف عناوین چند نفره یا آنلاین محور، و یا عناوین جهان ازاد کرده است. For Honor, Watch dogs, The Crew و… همگی مثال های آشکاری بر اثبات این مدعا هستند. در کنار معرفی و انتشار IP های جدید، یکی از عناوینی که هنگام عرضه نگاه ها به شدت به عملکرد ان دوخته شده بود، جدیدترین نسخه از فرانچایز Rainbow بود.بازی که کم و بیش ۲۰ سال از تولد ان می گذرد و جزء عناوین کهنه کار و با سابقه یوبیسافت محسوب می شود. پس از انتشار در سال ۲۰۱۵، این بازی میانگین نمرات ۷۴ را کسب کرد که با انتظار و خواسته هواداران جدید و قدیم فاصله داشت، اما با این وجود موضوعی که باعث شده هنوز بعد از گذشت سه سال بخش انلابن بازی داغ و شلوغ بماند، حمایت خوب و کامل تیم سازنده از باری و اضافه کردن محتویات مختلف به مرور زمان و در قالب Season Pass های سالیانه بوده است. در مقاله پیش رو نگاهی به خود Rainbow six siege, و همچنین بسته های الحاقی سه سیزن پس ان، شامل سال اول، دوم و سوم خواهیم داشت. با گیمفا همراه باشید.

Rainbow six siege, تجربه ای به شدت لذت بخش را در بخش چند نفره ارائه می دهد. وجود بیش از چهل Operators مختلف، ساپورت دائمی توسط یوبیسافت، تخریب پذیری بالا و طراحی بسیار مناسب مراحل و فضاهای داخلی، همگی موجب شده‌ اند تا شاهد یکی برترین بازی های انلاین در چند سال اخیر باشیم. عنوانی که میلیون ها نفر روزانه به تجربه ی آن مشغول هستند. در این مقاله نگاهی به این بازی خواهیم داشت. با گیمفا همراه باشید.

بگذارید از بخش داستانی بازی شروع کنیم. همانطور که احتمالا به خوبی میدانید Rainbow Six siege, دارای بخش داستانی کلاسیک، با داستان و روایتی منسجم و مرتبط نیست، بلکه مراحل داستانی این بازی، به معنای واقعی کلمه برای دست گرمی و اشنا کردن مخاطبان و بازیبازان با گان پلی، اتمسفر و شرایط کلی در بازی گنجانده شده اند. در واقع بخش داستانی بازی، شامل ده ماموریت جداگانه است که بازیباز را در موقعیت ها و سناریو های مختلف بمب گذاری، گروگان گیری و… قرار می دهد و Operators های بازی را به مخاطبان معرفی می کند. هر کدام از این ماموریت ها، اصطلاحا Situation نام دارند که اشاره مستقیمی به شرایط و وضعیت هر مرحله است. تنوع قسمت های situation ها قابل قبول است و بازیبازان را در سناریو های مختلف قرار می دهد، اما بلاشک ان دسته طرفداران قدیمی، یا ان دسته مخاطبان که هر چند کوتاه، انتظار روایت منسجم داستانی را داشتند را ناامید می سازد.

در کل باید گفت به مانند بخش داستانی و تک نفره اکثر عناوین انلاین محور، بخش تک نفره Rainbow six siege, نکته خاصی را شامل نمی شود و همانطور که پیش تر گفتم، بیشتر به خاطر اشنا کردن مخاطب با اتمسفر و گیم پلی بازی، در بازی گنجانده شده است. البته باید به این نکته هم اشاره کنم که ان دسته از بازیبازانی که انتظار تجربه یک عنوان سر راست و راحت از Rainbow six siege را داشته باشند، احتمالا بعد از تحربه چندین مرحله از بخش تک نفره، به خوبی پی می برند با یک شوتر معمولی یا Run and Gun با ریتم بالا طرف نیستند بلکه با عنوانی مواجه اند که در ان استراتژی و کار گروهی حرف اول را می زند و برنده را تعیین می کند، بنابراین لزوما بهتر بودن شما در بخش تیراندازی، نشانگر پیروزی شما نخواهد بود و چه بسا هوش و درک و قدرت پیش بینی، بتواند به کل روند و نتیجه یک راند را عوض گخند. در ادامه که وارد بحث گیم پلی شدیم بیشتر در این باره به صحبت خواهیم پرداخت

هماهنگی و کار تیمی حرف اول را در بازی می زند. اتخاذ استراتژی مناسب در لحظات حساس کاملا روند باری را عوض می کند. با توجه به ابزار و تجهیزات در اختیار خود و هم تیمی هایتان و شناخت کلی از نقشه، امکان پیروزی در نبردهای نابرابری که شانس کمی روی کاغذ برای پیروزی دارید هم میسر خواهد بود. با این وجود باز همه جیز به میزان هماهنگی بین اعضای تیم و شناخت انها از یکدیگر، دشمنان و نقشه و محیط بازی بسنگی دارد

همانطور که احتمالا به خوبی میدانید، Rainbow six siege عنوانی شوتر اول شخص/تاکتیکال یا همان Tactical/First person shooter است. همین نام و واژه تاکتیکال، خواه ناخواه این مسئله را ذهن به وجود می آورد که استراتژی و برنامه نقش مهمی در بازی ایفا می کند، و خوشبختانه به معنای واقعی کلمه، استراتژی،تاکتیک و کار گروهی در بازی بسیار حیاتی هستند و حتی می توان گفت مهم ترین ویژگی گیم پلی بازی محسوب می شوند. همین ویژگی تاکتیکال بودن گیم پلی بازی، همان چیزی است که بطور کامل Rainbow six siege را از دیگر رقبای هم سبک جدا می کندو به اثری مستقل تبدیل می کند. در Rainbow six siege, ما شاهد گیم پلی با ریتم بالا نیستیم که بازیبازان دو تیم به سرعت به یکدیگر هجوم برده و قصد کشتن یکدیگر را داشته باشند، بلکه پشت هر حرکت، هجوم یا پیشروی در نقشه های بازی، میبایست نقشه و برنامه ای قرار داشته باشد، چون در غیراینصورت ممکن است ناگهان خود را در بین دو یا سه دشمن حریف ببینید و به راحتی از پای درایید. بگذارید خیال تان راحت کنم، اگر به دنبال تجربه عنوانی اول شخص و چند نفره هستید که گیم پلی مشخص و تا حد زیادی از پیش تعیین شده داشته باشد، Rainbow six siege اصلا گزینه مناسبی برای شما نخواهد بود، چون تمامی جزئیات گیم پلی. اعم از ویژگی‌ها و تجهیزات operators ها، تخریب پذیری بالای بازی و طراحی نقشه ها و محیط ها، همه و همه دست به دست هم داده اند تا مخاطبان بتوانند استراتژی ها و تفکرات خود را در بازی پیاده سازند و مخاطب نقشه ی خود عمل کنند. بنابراین Rainbow six siege برای ان دسته بازیبازانی که به تجربه عنوانی شوتر در نقشه ای کوچک و بدون تغییر در ورودی ها و خروجی ها عادت کرده‌اند، ممکن است کمی نچسب باشد، چون انقدر پویایی و انعطاف پذیری نقشه ها و محیط های بازی بالاست که ممکن است کلا دچار سردرگمی شوند، پس اشاره به این نساله مهم است که قبل از تجربه یک بازی بدانیم با جه چیزی در طرف هستیم و امادگی لازم را داشته باشیم.

کیفیت تکسچرها در سطح عالی یا فوق العاده ای قرار ندارد، اما در سطح مطلوبی است. نورپردازی بلاشک نقطه قوت بازی از لحاظ گرافیکی محسوب میشود. در بخش فنی هم برخی مشکلات گاه و بیگاه و باگ ها را شاهد هستیم.

برویم سراغ مود های بخش جند نفره که اکثرا در یک چیز مشترک هستند، تجربه نبردی PvP پنج در مقابل پنج منتها با سناریو های مختلف. برای مثال در بخش Hostage تیم دفاع کننده یا همان Defenders, باید تا زمانی که وقت مشخص شده به اتمام می رسد، از گروگان محافظت کند و اجازه ازادی او را به تبم مهاجم ندهد، یا این که تمامی افراد تیم مهاجم را از پای در بیاورد تا پیروز شود، از طرف دیگر تیم مهاجم یا Attackers, یا باید تمامی اعضا تیم دشمن را از پای در بیاورد، یا این که گروگان را ازاد کند و به نقطه ی مشخص برساند تا پیروز شود. البته اشاره به این نکته هم ضروری است که تیمی که موجب مرگ گروگان شود، به صورت خودکار بازنده اعلام خواهد شد. دیگر بخش چندنفره در دسترس، حالت Secure است که در آن، تیم مهاجم می بایست در محوطه ای مشخص، حداقل به مدت ده ثانیه کامل حضور داشته باشد تا پیروز شود، و از طرف دیگر تیم Defenders با حصور در ان محدوده، مانع سپری شئن زمان و شمارشگر شده و باید از این کار جلوگیری کنند، و یا این که تمامی اعضا تیم دشمن را از بین ببرند. دیگر حالت بخش چند نفره، حالت بمب گذاری است، به این صورت که در دو نقطه.مشخص، دو بمب کار گذاشته شده است و تیم مهاحم می بایست برای پیروزی حداقل یکی از انها را خنثی کند، یا تیم حریف را کاملا نابود سازد. خنثی کردن هر بمب ۴۵ ثانیه به طول میانجامد که این مدت زمان، فرصتی است برای تیم مدافع تا مانع خنثی سازی بمب شوند. همانطور که پیش تر گفتم، مهم ترین ویژگی یکسان بین اکثر بخش های چند نفره Rainbow six siege, نبرد پنج در مقابل پنج در قالب دو تیم است که در تمامی مود های بالا به چشم میخورد.

تیم مدافع قبل از شروع هر راند فرصت محدودی دارد که با استفاده‌ از تجهیزات دفاعی، معابر و وردی های مختلف و همینطور برخی نقاط کلیدی را تجهیز کرده و.خود را اماده حضور دشمنان کند. همچنین تیم مهاجم هم با استفاده از دوربین می تواند نگاهی به استحکامات و موانع دفاعی تیم حریف بیاندازد با انها اشنا شود. در حین انجام بازی هم امکان نصب دپربین در برخی قسمت ها وجود دارد تا بتوانید دشمنان را رصد کنید، اما برای اینکه این ویژگی بازی را یک طرفه نکند و از جذابیت نیاندازد، هنگام رویت شما توسط دوربین دشمنان، به شما اطلاع داده می شود که شما مشاهد شده اید و موقعیت فعلی شما لو رفته است، این مسئله که به مانند اخطار عمل می کند، باعث می شود فردی که دیده شده خود را اماده اتفاقات پیش رو بکند و منتظر هر گونه پیش امدی باشد.

یکی از مواردی که برخی به ان معترض بوده اند، این بود که شاتگان در بازی، قدرت واقعی خود را ندارد و ضعیف تر از حد معمول است، نظر شما چیست؟

اما جایی که Rainbow به خوبی خود را نشان می دهد، هنگام کار گروهی و همکاری بین تیمی است. جایی که جذاب ترین لحظات بازیرقم خورده یا به واسطه ان اتفاق می افتند..هماهنگی بین اعضای یک تیم. چه به عنوان مهاجم و چه به عنوان مدافع. این همکاری جنبه های مختلف را می تواند در بر بگیرد. از انتخابOperators ها به نحوی که با دیگر اعضا تیم در ارتباط باشد و به نوعی مکمل انها شمار رود گرفته، تا استراتژی لحظه ای دفاع، حمله، یا هر برنامه مد نظر دیگر. در اینجا خالی از لطف نیست به بخش Voice chat هم اشاره بکنم. بخشی که بسیار بسیار تعیین کننده و مهم تلقی می شود و وجود آن، هماهنگی و احتمال موفقیت را بسیار بالا می برد. به خصوص این که در برخی لحظات، ثانیه ها تاثیر گذار هستند و یک ورود اشتباه، یک حرکت ناشیانه و یا یک عمل نسنجیده، حتی ممکن است به کلی موجب باخت تیم شما شود. اما با وجود Voice chat و ارتباط لحظه ای با دیگر هم تیمی ها، ضریب این اشتباهات پایین تر می اید و بنابراین شانس شما برای پیروزی افزایش می یابد. با استفاده‌ از هماهنگی لحظه به لحظه و از ان مهم تر اتخاذ استراتژی و تصمیم درست، حتی امکان پیروزی در شرایط بسیار نابرابر وجود دارد. برای مثال در حالتی که شما و دوستتنان تنها بازماندگان تیمتان هستید اما از ان طرف هنوز چهار نفر از تیم دشمن باقی هستند. در حالت عادی امکان پیروزی در نبرد نابرابر ۲Vs4 آنچنان بالا نیست، چون برتری عددی با تیم حریف است، اما اتخاذ تصمیم درست و مناسب هر لحظه و هماهنگی بین همان دو نفر، می تواند بازی را به نحوی پیش ببرد که در پایان ان دو نفر پیروز راند باشند! این اتفاقات نیز یکی دیگر از بخش های لذت بخش در قسمت چند نفره به شمار می ایند. پیروزی در شرایط نابرابر و در حالی که روی کاغذ شانس شما به مراتب کمتر است، لذت بسیار خاص و نابی را به دنبال دارد. به خصوص اینکه این پیروزی سخت با استفاده از تصمیمات درست و به موقع و کمک گرفتن از هوش بازیباز میسر شود که در این حالت لذت پیروزی چندین برابر می شود. البته باید گفت همیشه هم بازی مطابق میل شما نخواهد بود و بالعکس اتفاق بالا، ممکن است در حالی که از لحاظ نفرات، و موقعیت، شما بر تیم حریف برتری دارید، تیم دشمن با تصمیماتی تیزهوشانه کاملا شما را غافلگیر سازد و نتیجه را به نفع خود رقم زند.در کل احتمال وقوع هر چیزی در این کشمکش ها و شرایط مختلف وجود دارد.

Maverick شخصیت جدیدی است که در قالب سیزن پس سال سوم در دسترس قرار گرفته است. او یک Attacker است و با استفاده از Blowtorch, توانایی نابودی برخی استحکامات دفاعی را داراست.

ویژگی مهمی که کاملا رنگ و بوی تاکتیکال به بازی بخشیده است، تخریب پذیری بسیار بالای محیط های بازی و همچنین انعطاف پذیری بالای انهاست. محیط ها، دیوارها، سقف، و کف زمین در اکثر نقشه ها و قسمت های بازی به نحوی طراحی شده اند که از صفر تا صد، کاملا قابلیت تخریب پذیری را دارا باشند. بدین ترتیب، بسته به Operators انتخابی و تجهیزات قابل استفاده و در دسترس، بازیبازان می توانند مسیرهای مورد علاقه خود را از بین دیواره و سقف و کف زمین بسازند و از انها استفاده کنند. حتی امکان ایحاد سوراخی در دیوار و استفاده‌ از ان به عنوان محلی برای نشانه گیری و از پای دراوردن دشمنان نیز وجود دارد. البته لزوما فقط شما و نیروهای خودی از این امر بهره نخواهید برد و ممکن است مسبری که شما در دیوار بخشی از نقشه ایجاد کرده اید، در ادامه و به راحتی علیه شما و هم تیمی هایتان مورد استفاده قرار گیرد و شاید همان راه فرعی، موجب پیروزی دشمنان گردد. پس هنگام انفجار دیوار ها و قسمت ها مختلف باید به خوبی حواستان جمع باشد و دست به کار نسنجیده ای نزنید، چون به همان اندازه که انجام چنین کارهایی به منزله ایجاد راه فرعی، غافلگیری و هر منظور دیگری می تواند به شما در پیروزی کمک کند، ممکن است موجب شکست شما هم بشود. بحث است ایجاد راه فرعی و غافلگیری و مسائلی از این قبیل شد، بد نیست نگاهی به این بخش نیز بیاندازیم. بالاتر در مورد اهمیت کار تیمی و هماهتگی بین اعضای تیم و همچنین نقش Voice chat صحبت کردم.گاهی اوقات هماهنگی و کار تیمی می تواند به نتایجی بسیار لذت بخش و مطلوب ختم شود. تمامی ابزار، تجهیزات، سلاح ها و عوامل محیطی در اختیار شماست که به هر شکلی که می توانید از انها استفاده کنید تا پیروز جدال باشید. احتمالات و گزینه های پیشرو بسیار زیاد و متنوع هستند و خلاقیت زیادی را می توان در این بخش شاهد بود. گاهی اوقات شما می توانید با شلیک هایی به ظاهر بی هدف و با جلب تمرکز یک دشمن او را به سمتی هدایت کنید که هم تیمی شما اماده منتظر اوست تا او را به دنیای دیگر بفرستد. یا مثلا گاهی واقعا انفحار یک دیوار می تواندچند لحظه ای حواس دشمن یا دشمنان را به خود پرت کند تا در همین حین، هم تیمی های شما از این حواس پرتی استفاده کرده و انهارا از پای دربیاورند. هزاران گزینه و احتمال پیش روی شما خواهد بود که بنابر موقعیت هم تیمی ها، شرایط موجود، و ابزار و تجهیزات در اختیار شما قابل اجرا هستند. لذت از پای دراوردن دشمنی با استفاذه از برنامه و استراتژی از پیش تعیین شده و پیروزی در یک راند، می تواند بسیار بیشتر از برخی عناوین هم سبک باشد. البته باز هم باید اشاره کنم که لزوما فقط شما نخواهید بود که از این قابلیت ها استفاده خواهید کرد و ممکن است شما نیز در دام تله یا فریب دشمنان بیفتید و بمیرید.

حالت Friendly fire همیشه فعال است به همین دلیل می بایست به خوبی مراقب اعمال و حرکات خود باشید. همچنین خبری از Respawn نخواهد بود و در هر راند، فقط یک جان خواهید داشت که همین مسأله استرس و هیجان بازی را بیشتر می کند و بازی را چالش برانگیز تر از قبل می سازد

در ادامه باید به لزوم وجود هم تیمی های مناسب اشاره کرد. اکثرا پس از مدتی در Rainbow, افراد مختلف، یا از بین دوستان واقعی یا بعضا افرادی که انلاین با انها اشنا شده اند، شروع به تشکیل یک تیم می کنند و با همان تیم اکثر مسابقات را اغاز می کنند. حال پس از مدتی اگر تمامی افراد به درک متقابلی از یکدیگر رسیده باشند و از نقاط قوت و ضعف همدیگر اگاه باشند، به خوبی می توانند یک ترکیب خوب و قدرتمند ایحاد کنند. این هماهنگی و شناخت ففط از لحاظ سبک بازی و نقاط مثبت و منفی اهمیت ندارد، بلکه این قضیه هنگام انتخاب Operators ها هم به چشم خواهد امد و افراد مختلف می توانند با توجه به یکدیگر، طوری شخصیت های خود را انتخاب کنند تا بیشترین کارایی لازم را داشته باشند. صحبت از Operators ها شد اجازه دهید نگاهی به این بخش نیز بیانداریم. هنگام عرضه بازی در سال ۲۰۱۵، ۲۰ operators مختلف در دسترس بودند که نیمی از انها Attackers و نیمی دیگر Defenders بودند. هر Operators, سلاح، تجهیزات و ویژگی‌های مختص به خود را داراست و بازیبازان بر اساس سبک بازی و شرایط، می توانند به دلخواه یکی از این Operators ها را انتخاب کنند. البته در ادامه و طی سه سیزن پس (Season pass), بیش از ۲۰ Operators جدید به Roster بازی اضافه شد تا بدین ترتیب هم اکنون بیش از ۴۰ Operators مختلف در دسترس بازیبازان قرار بگیرد. این رقم واقعا فوق العاده است و بعید به نظر می رسد حتی سخت گیرترین افراد نیز نتوانند شخصیت مورد علاقه و مطابق با روش بازی خود را ویدا کنند.

فکر می کنم صحبت در مورد بخش چند نفره بازی کافیست پس اجازه دهید سراغ مباحث گرافیکی بازی برویم. موتور گرافیکی Rainbow six siege, موتور Anvilnext است که در بسیاری از دیگر عناوین یوبیسافت از ان استفاده شده است. البته کمی عملمرد این موتور در این بازی به لحاظ گرافیکی سینوسی بوده است. برای مثال نورپردازی در سطح بسیار بالا و مطلوبی کار شده و کیفیت بسیار قابل قبولی دارد. اما از ان طرف افکت خون و پاشیده شدن ان به نظر شخصی خودم بیش از حد مصنوعی و غیر واقعی است و انگار به جای انسان، در حال شلیک به قوطی یا سطل رنگ هستید. همچنین یکی دیگر از مطالبی که به شدت در بازیهای ساخته شده در موتور Anvilnext مشهود است، وجود انواع و اقسام باگ های گرافیکی است که ممکن است در برخی عناوین مانند Assassins creed شمار این باگ ها زیاد باشد، یا در برخی عناوین مانند Rainbow کمتر. اما متاسفانه موضوعی که کمی ازرده دهنده است، این است که گاها این مشکلات گرافیکی، تاثیر کاملا مستقیم بر گیم پلی و روند و نتیجه بازی می گذارند. برای مثال فرض کنید هنگام تخریب دیوار هستید یت هنگام عبور از ان در بین ان گیر می کنید. نه میتوانید به جلو حرکت کنید و نه به عقب و کلا ان جا گیر می کنید، بنابراین این مشکلات گرافیکی همیشه به برخی باگ های ظاهری خلاصه نمیشوند و ممکن است در برخی از حساس ترین لحظات، روی اعصاب شما بروند.با این حال به نظر می رسد شمار باگ های گرافیکی Rainbow نسبت به دیگر ساخته های یوبیسافت کمتر است.

در مورد فریم ریت اجرایی هن باید بگویم بخش چند نفره باری به استثنای Terrorist Hunt با شصت فریم نسبتا ثابت اجرا میگردد، ولی بخش Terrorist hunt وSituations یا همان بخش داستانی بر روی ۳۰ فریم قفل هستند. موضوعی که عجیب به نظر می رسد و سخت است بخواهیم جوابی برای این تفاوت پیدا کنیم. بگذریم… در کل عملکرد مربوط به حوزه گرافیک بازی مطلوب بوده، هر چند کیفیت تکسچر ها فوق العاده یا عالی نیست و گرافیک فنی بتزی گاها اسیر برخی مشکلات ریز و درشت است، اما با این وجود روی هم رفته Rainbow six siege از این حیث نمره قبولی می گیرد.

یکی از نقاط قوت بازی بلاشک تخریب پذیری بسیار بالای محیط بازی است. تقریبا اکثر دیوارها و قسمت های مختلف در هر نقشه قابل خراب شدن هستند. با خراب کردن دیوار ها هم میتوانید راه ها و مسیر های تیراندازی برای خود درست کنید، هم میتوانید دشمنان را غافلگیر سازید و هم می توانید بعضا حواس دشمنان را پرت کنید و تمرکز انهارا برای مدت کوتاهی برهم بزنید.

Years 1,2,3 Season pass

برویم سراغ بسته های الحاقی. تقریبا اواخر هر سال یوبیسافت سیزن پسی را برای Rainbow six siege منتشر می کند تا هم روح تازه ای به کالبد بازی بدمد، و هم محتویات جدیدی را به بازی عرضه دارد. به طور معمول در هر سال، شاهد هشت Operators جدید، هشت headgear جدید و منحصر بفرد و همچنین هشت Uniform جدید و خاص هستیم. همچنین با خرید هر season pass, 10 درصد تخفیف در فروشگاه (shop) بازی، و همچنین ۵ درصد بهبود دهنده کسب renown که ارز و پول داخل بازی محسوب می شود شامل حال خریداران می گردد. همچیم ۶۰۰ rainbow credit نیز به حساب خریدار اضافه می شود که شاید در وهله اول آنچنان به چشم نیاید، اما به نوبه خود نکته ای مثبت به شمار می اید. به طور کلی باید گفت Operators های اضافه شده در هر سیزن پس، مهم ترین ویژگی اضافه شده در هر سال هستند، چون به صورت عینی تغییراتی در گیم ولی بازی ایحاد خواهند کرد. نام اخرین سیزن پس عرضه شده Rainbow six siege, که مدت زیادی نیز از عرضه ی ان نمی گذرد، Operation grim sky است که چندی پیش به صورت رسمی عرضه شد. این نکته را هم باید اضافه کنم که تمامی Operators های موجود در بازی بدون پرداخت پول واقعی و توسط ارز داخل بازی نیز قابل خریداری هستند، هر چند افرادی که سیزن پس را خریداری می‌کنند، یک هفته زودتر به محتویات و شخصیت ها دسترسی خواهند داشت.

همچنین یکی دیگر از نغییرات بزرگ در Operation Grim sky, مربوط به پایگاه یا همان base Hereford است. با این که طراحان یوبیسافت در نظر داشته اند که هسته و روح اصلی طراحی قسمت های مختلف اعم از دیوار ها، چینش اشیا و زیرزمین و طبقات را حفظ کنند. اما شاهد تفاوت در طراحی بخش هایی از این بخش هستیم. همچنین زیرزمین این map تغیرراتی را به خود دیده و تقرییا تماما از نو طراحی شده است، همچنین تعداد پلکان های طبقات افزایش داشته و هر طبقه، ورودی ها (entry) های جدیدی را به خود می بیند.در هنگام عرضه دو operators که به بازی اضافه شده اند Clash و Maverick نام دارند.

Clash

Clash که یک واحد سرعت (speed) و سه واحد محافظ (armour) دارد، به طور اختصاصی و ویژه از انواع Sheilds ها استفاده‌ می کند. Clash یک Defenders است و به صورت کلی با سپر ضد گلوله خود سعی در عقب راندن نسبی دشمنان دارد. همچنین، سپر اون از فاصله نزدیک ولتاژی به دشمنان منتقل می کند که علاوه بر میزان خاصی دمیج (Damage), انها را عقب نگه میدارد. البته از طرف دیکر گجت های مختل کننده مانند EMP قابلیت الکتریسیته و شوک را از سپر او می گیرند. دیگر نقطه ضعف اون هنگامی است که در مواقع Melee attack یا استفاده از concussion grenade, برای چند ثانیه سپر او از او دور میشود و او را اسیب پذیر می کند. به خصوص اینکه بر خلاف تمامی Operators هایی که از سپر محافظ استفاده می کنند. Clash قابلیت حمله فیریکی متقابل را ندارد بنابراین همیشه باید فاصله ای نسبی را نسبت به دشمنان حفظ کند

استفاده ی درست و بجا از تجهیزات و وسایل دفاعی یا تهاجمی، می تواند به کل روند بازی را عوض کند. هر چند معمولا استفاده از برخی وسایل شما را در مقابل دشمنان اسیب پذیر می کند، اما گاهی یک تصمیم به موقع درباره ی انفخحار یک دیوار می تواند سرنوشت بازی را تغییر دهد

Maverick

دیگر operators اضافه شده که یک واحد محافظت و سه واحد سرعت دارد. ابزار به خصوص او blowtorch است که با استفاده‌ از ان او می تواند برخی از استحکامات ضعیف را نابود سازد. همچنین او می تواند سپرهای نابودشدنی و برخی دیگر از تجهیزات دفاعی را از بین ببرد. در واقع به نوعی maverick از تجهیزات دفاعی دشمنان بر علیه خود انان استفاده می کند. هر چند سرعت استفاده از blowtorch او کمی پایین است برای همین هنگام اسفاده از ان نسبت به حملات دشمنان اسیب پذیر خواهد بود. دیگر نقطه ضعف کم بودن مهماتی است که او  می تواند حمل  کند. همچنین از بین دو سلاح AR 15.50 و M4 یکی را می توانید به عنوان سلاح اصلی برای او انتخاب کنید.سلاح دوم کلت کمری ۱۱۱۹ Tacops است

درمورد دو سیزن پس سالهای اول و دوم توضیح خاصی وجود ندارد چون هم مدت زمان زیادی از انتشار انها می گذرد، و هم اینکه Operators های اضافه شده در ان دو سیزن پس اکنون به افرادی معمولی و رایج تبدیل شده اند و.کاملا جا افتاده اند. بنابراین نکته خاصی درمورد ان دو سیزن پس وجود ندارد. اما در پایان مقاله بد نیست به بزرگترین کمبود در بسته های الحاقی  Rainbow six siege اشاره کنم. اضافه نشده mode جدید در بخش چند نفره. چیری که خلأ ان بیش ار هر وقت دیگری خس می شود. اکثریت مود های بخش چند نفره کاملا مشابه بوده و عملا تفاوت خاصی با یکدیگر ندارند. در چنین شرایطی اضافه شدن مود جدید و حالت رقابتی جدید می توانست کمی به بخش چند نفره رنگ و بو ببخشد. درست همان کاری که یوبیسافت با بسته Marching Fire برای عنوان For Honor انجام داد. به خصوص اضافه شدن حالت Breach که به شدت مورد استقبال طرفداران قرار گرفته است. این همان جیزی است که Rainbow six siege به شدت به ان نیاز دارد تا از یکنواختی و.تکراری شدن جلوگیری کند. بابد دید در ادامه و در بسته های الحاقی آتی یوبیسافت دست به کار خواهد شد یا خیر.

درست است که Rainbow six siege با مشکلات مختلفی دست پنجه نرم میکند و کم و کاستی هایی به خود میبیند، اما نکات مثبت و لذتبخش در مورد گیم پلی و اتمسفر بازی انقدر زیاده هست که این این مشکلات را کمرنگ سازد. گیم پلی اعتیاد اور، لذت کار تیمی و اتخاذ استراتژی های مختلف در لحظه، در کنار مواردی چون گان پلی لذت بخش و تخریب پذیری کم نظیر، rainbow six siege را تبدیل به یکی از برجسته ترین عناوین چند نفره در نسل هشتم کرده است.

سخن پایانی:

Rainbow six siege, تجربه ای لذت بخش و روان است که بستر فوق العاده ای برای کار تیمی و گروهی و اعمال استراتژی های مختلف ایحاد کرده است. عنوانی که با اضافه کردن محتویات جدید به صورت دائم، به خوبی توانسته است شمار بازیبازان فعال خود را بالا نگه دارد. البته بلاشک Rainbow six siege بدون نقص نیست و از کمبود و تنوع در حالت های چند نفره و همچنین مشکلات گاه و بیگاه Matchmaking و اتصال رنج می برد. اما با این وجود این بازی، یکی از بهترین تجربه‌های چند نفره و انلاین را به مخاطبان ارائه می دهد. این بازی هنوز جای پیشرفت دارد و یوبیسافت باید تمامی تلاش خود را بکار گیرد تا با تزریق دائمی محتویات تازه، مانع از تکراری شدن ان شود.

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید