مرگ اول به از صلح آخر! | نقد و بررسی بازی Dark Souls Remastered

0
579
مرگ اول به از صلح آخر! | نقد و بررسی بازی Dark Souls Remastered

در نسلی که سیل ریمسترهای عجیب و غریب از بازی های نسل هفتمی و قدیمی تر و حتی ریمسترهای بازی های ضعیف و خیلی کوچک مدام دارد بر سر ما می ریزد و انگار که از آغاز نسل، بیشتر بازی ریمستر داشته ایم تا بازی جدید، چه چیزی بهتر از این که بدانیم یکی از تحسین شده ترین و بهترین بازی های نسل هفتم و یکی از بهترین اکشن نقش آفرینی های تاریخ قرار است به نسل هشتم بیاید. در واقع بازی Dark Souls Remastered یکی از مورد انتظارترین بازی های ریمستر شده ای است که همه در نسل هشتم منتظرش بودیم و حتی قبل از معرفی آن، آرزو داشتیم که آن را نیز در نسل هشتم ببینیم. مخصوصا با تجربه بی نظیری که از نسخه نسل هشتمی و ریمستر شده دارک سولز ۲ داشته و داریم و دیده ایم که تجربه یک عنوان سری سولز با نرخ فریم ریت ۶۰، چقدر می تواند معرکه باشد و جذاب و لذتبخش. سال ۲۰۱۱ و در نسل هفتم بود که آقای هیدتا میازاکی و استودیو فرام سافتور عنوانی با نام Dark Souls  را منتشر کردند و این گونه یک فرنچایز جدید و شاهکار خلق شد تا یکی از برترین برگ های تاریخ بازی های رایانه ای برای علاقمندان به بازی های نقش آفرینی هاردکور ورق بخورد و عنوانی خلق شود که بعد از ۷ سال وقتی ریمسترش منتشر می شود کلی ذوق و شوق برایش داریم و یکی از مورد انتظارترین بازی ها محسوب می شود. بازی اصلی Dark Souls بعد از عرضه موفق گردید انواع و اقسام موفقیت ها را کسب کرده و تمامی دست اندرکاران و بازیبازان و منتقدان صنعت گیم آن را تحسین کرده و ستودند و این آغاز راه برای فرنچایزی بود که اکنون به عنوان یکی از برترین ۳ گانه های تاریخ بازی های رایانه ای شناخته شده و طرفداران وفادار و بسیار پر شماری در سراسر دنیا دارد که همیشه منتظر شنیدن نامی از دارک سولز هستند و حتی وقتی نامی از آن نیست به دنبال بازی هایی شبیه آن می گردیم!

مرگ اول به از صلح آخر! | نقد و بررسی بازی Dark Souls Remastered… با نخستین نقد و بررسی Dark Souls Remastered در کشور همراه گیمفا شوید..

طرفدارانی که انگار Dark Souls تبدیل به جزوی از وجودشان شده و این نام هرگز برایشان تنها و تنها یک بازی نبوده است. افرادی که وقتی Dark Souls را برای اولین بار بازی کردند انگار که همان گمشده ای را یافتند که بعد از سال ها بازی کردن عناوین مختلف منتظرش بوده اند. در واقع این نام در تار و پود روحمان تنیده شد و خاطراتی بیشمار با عناوین مختلف آن تا به امروز برایمان رقم خورده است و زمانی که فهمیدیم قرار است بازی نخست این سری ریمستر شود دوباره مثل کودکان ذوق داشتیم و روز شماری کردیم. به هر شکل، زمان از چندین ماه پیش که Dark Souls Remastered معرفی شد گذشت و سرانجام روز موعود رسید و این بازی روز گذشته در ۲۵ می ۲۰۱۸ برای نسل هشتم در دسترس علاقمندان قرار گرفت و از چند روز قبل عرضه نیز نامکوباندای آن را در اختیار ما قرار داد تا بتوانیم به موقع نقد و بررسی آن را برای شما عزیزان به رشته تحریر در آوریم و اکنون بعد از چند روز تجربه این بازی بی نظیر قصد داریم تا در مورد این عنوان با شما صحبت کرده و آن را از زوایای مختلف با شما عزیزان بررسی کنیم. قطعا بسیاری از طرفداران بازی در پی این هستند که بدانند این نسخه دقیقا چه تفاوت هایی با عنوان اصلی دارد تا بر این اساس تصمیم بگیرند که آیا Dark Souls Remastered را خریداری نمایند یا خیر. در این مطلب سعی شده تا تمامی بهبودهای انجام شده در نسخه Remastered را به همراه خود بازی برای شما عزیزان بررسی کنیم تا بیشتر در جریان محتویات آن قرار بگیرید و اگر می خواهید بدانید که “این نسخه نسبت به بازی اصلی چه تغییراتی داشته و آیا ارزش دارد که دوباره آن را خریده و تجربه نمایید”، بتوانید راحت تر تصمیم گیری کنید. پس اگر به هر دلیلی به این سری علاقمند هستید در ادامه مطلب “نقد و بررسی بازی  Dark Souls Remastered” با بنده و وبسایت تحلیلی خبری گیمفا همراه شوید.

Praise the Myiazaki…. Praise the Sun !!!

 داستان، بخشی است که چه یک بازی ریمستر شود و چه ریمیک شود، در هر حال همواره کاملا ثابت باقی می ماند و هیچ فرقی بین بررسی داستان یک بازی چه در نسخه اصلی آن در چندین سال قبل و چه در نسخه ریمستر آن در زمان کنونی وجود ندارد و همه چیز ثابت است. موضوعی که در مورد بازی Dark Souls Remastered نیز صادق است و خوب می دانید که شاهد تفاوتی بین داستان و شخصیت ها و… در این نسخه ریمستر شده از بازی نیستیم، اما به هر حالا به رسم هر نقد و بررسی دیگری و برای افرادی که شاید اولین بار است می خواهند این بازی را تجربه کنند، به صحبت و بررسی بخش داستانی این عنوان شاهکار نیز می پردازیم. نکته ثابت در مورد داستان، روایت و روند پیشروی قصه در بازی های آقای میازاکی آن است که این عناوین همواره از لحاظ داستان و مخصوصا روایت، بسیار یونیک و وابسته به دنیای بازی بوده و هستند، حال این وابستگی به دنیای بازی می خواهد خواندن توضیحات یک ایتم برای فهمیدن بخشی از داستان بازی باشد و یا صحبت کردن چند باره با یک شخصیت برای روشن شدن برخی از رازهای داستانی مهم بازی که در کل می توانیم همان طور که همیشه گفته ام به این نوع روند روایت داستانی، لقب “داستان گویی محیطی” بدهیم.

از قدیم گفتن داداش برای قارچ شاخ نشو!! مخحصوصا برای قارچ از نوع والدین!!

در واقع میازاکی همیشه شما را به نوعی در دنیای بازی هایش رها می کند و می گوید خودتان بروید و هر کس هر چقدر که دوست دارد در مورد داستان بفهمد و هر کس هر طور دوست دارد آن را برای خودش برداشت کند و به نوعی هر کس بیشتر تلاش کند و بیشتر بخواهد، بازی هم بیشتر به او داستانش را می گوید و وقایعش را برای وی رو می کند. در Dark Souls نیز ابدا داستان خیلی واضح، ثابت و سر راستی در اختیار ما قرار نمی گیرد و  تنها یک تم و فضای کلی از عصر آتش و سرنوشت لردها و جنگ با اژدها را با صدای یک راوی بی نظیر و یک کات سین فوق العاده زیبا به ما می دهد تا برای شروع بازی کافی باشد و دیگر باقی آن برعهده خود ماست که با گشت و گذار در دنیای بازی و صحبت با شخصیت های مختلف آن، از وقایع دنیای بازی و داستان آن هر چه بیشتر آگاه شویم. در طول پیشروی در بازی با تعداد خیلی زیادی از شخصیت های مختلف برخورد می کنید که هر کدام برای خود داستان و برخی ماموریت هایی دارند و اطلاعاتی را از دنیای بازی می توانند در اختیارتان بگذرانند که البته هر چقدر بیشتر گوشه و کنار بازی را بگردید شخصیت های بیشتری هم پیدا می کنید که با آن ها صحبت کنید و هر چقدر هم که با شخصیت‌های بیشتری صحبت کنید برداشت کامل‌ تر و بهتری را از داستان و وقایع و تاریخچه دنیای سیاه بازی کسب خواهند کرد و بخش های بیشتری از  داستان آن برایتان رو خواهد شد.

میگه خدایا شکرت که داری میری بمیری!!

در صحبت با شخصیت‌های مختلف بازی می‌توانید از سرنوشت افراد و حتی باس‌های مختلف بازی اطلاعات کسب کنید و متوجه شوید که چگونه شده که این دنیا به این روز افتاده است. جالب اینجاست که شاید اگر این نوع روایت داستان در بازی وجود نداشت و شاهد یک داستان گویی خطی و واضح بودیم، بازی به هیچ وجه چنین حالت مرموز و مبهم و حتی گاها مخوفی را با این سطح از جذابیت پیدا نمی کرد ولی سازندگان نابغه بازی، مخصوصا با بازخوردهای عالی و تجربه خوبی که از دیمونز سولز گرفته بوده اند، خوب می دانسته اند که با این نوع روایت خاص که حتی خیلی وقت ها وابسته به برداشت شخصی بازیباز است، می توانند داستان و روند قصه گویی و Narration بازی را تبدیل به یکی نقاط عطف و اتکای Dark Souls نمایند. از آن جایی که داستان، مرموز و مبهم است و حتی بازی ادبیات سنگینی هم در نگارشش دارد، برای فهمیدن کامل داستان باید اولا صبر و حوصله خیلی بالا داشته باشید و ثانیا تا حدود خیلی خوبی به زبان انگلیسی مسلط باشید تا هم نوشته های درون بازی و هم صحبت های مختلف با شخصیت های بازی را کاملا متوجه شوید و با کنار هم قرار دادن این تکه های مختلف، پازل داستانی بازی را تکمیل کنید. شخصیت پردازی ها در Dark Souls بسیار خاص و عالی انجام شده است و مانند همه چیز بازی، یونیک است.

تفاوت از آسمان تا زیر زمین است!!

هر کدام از شخصیت هایی که با آن ها در بازی آشنا می شوید، انگیزه و نیت خاصی دارند و هدفی را در دنیای بازی دنبال می کنند و در واقع باید گفت صحبت با آن ها و سر در آوردن از هدف و پیشینه آن ها در مجموع می شود داستان بازی Dark Souls Remastered. یک موضوع جالب که در مورد داستان عناوین آقای میازاکی (که Dark Souls را نیز شامل می شود) وجود دارد این است که با وجود این که این همه می گوییم داستان بازی مرموز و گنگ و مبهم است و سرراست روایت نمی شود و گاها بسیار به برداشت شخصی وابسته است، ولی در طول روند بازی کردن از آغاز تا پایان، به هیچ وجه حس نمی کنید که در دنیایی گنگ و بی داستان و بی هدف رها شده اید و دقیقا با انگیزه زیاد و هدف داشتن در دنیای بازی و داستان آن پیشروی می کنید که این موضوع از هر سازنده و هر عنوانی ساخته نیست و باید خیلی از موارد ریز و جزئی و مرزهای نامرئی رعایت شوند که در عین گنگ بودن و سرراست نبودن داستان، بازیباز کاملا آن را بپذیرد و به دنبال کشف آن باشد و هدف داستانی را کاملا در بازی حس کند.

Dark Souls Remastered  به قدری بهبودهای عالی گرافیکی از نظر ارتقای تکسچرها و بافت ها و افرایش نرخ فریم ریت به خود دیده است که کسانی که مثل من حتی بازی اصلی را بالای ۱۰۰۰ ساعت هم تجربه کرده اند، وقتی وارد بازی می شوند و اولین غلت ها و ضربه ها را می زنند، بلافاصله می فهمند که این بار قرار است تجربه جدیدی داشته باشند، آن هم کلی جذاب تر و لذتبخش تر و با فریم ریت بی نظیر ۶۰ که خوراک دنیای دارک سولز است!

داستان بازی به حدی عمیق و بهتر است بگوییم وسیع است که اجازه هر گونه فلسفه بافی و برداشت های مختلف را به بازیباز و مخاطب می دهد و آن قدر گسترده است که می بینیم صدها فلسفه و برداشت مختلف در دنیا در مورد داستان این سری وجود دارند که هیچ یک هم رد نمی شوند و هر کدام کاملا دلیل دارند که این نشان از گستردگی و عمق خیلی بالای داستان دارد که به مخاطبش اجازه رویا پردازی و فلسفه بافی را می دهد، آن هم به صدها شکل مختلف. در واقع شاید شما و دوستتان که هر دو بازی Dark Souls را به پایان رسانده اید برداشت داستانیتان با یگدیگر متفاوت باشد و هر کدام دیدگاه های مختلفی را نسبت به داستان بازی داشته باشید که این موضوع مجال بحث و صحبت را به وجود می آورد و واقعا فوق العاده است که یک بازی این قدر عمیق باشد که بتوان ساعت ها و حتی هفته ها و ماه ها در مورد فلسفه و منطق دنیا و داستان آن بحث کرد.

یک تصویر فوق العاده حجیم و با کیفیت که وقتی در آن دقت کنید و کامل تماشایش کنید هنر طراحی بازی را در همین محیط ساده درخواهید یافت..

می رسیم به بخشی که همواره در یک نسخه ریمستر شده، مخصوصا اگر ریمستر یک بازی شاهکار باشد، بیشتر از تمام بخش ها زیر ذره بین می رود و در واقع در این شاخه است که انتظار دیدن بیشترین تغییرات و بهبودها را در یک بازی ریمستر شده داریم. صحبت از گرافیک و جلوه های بصری است که از دو شاخه و زمینه مختلف به آن نگاه کرده و می پردازیم: گرافیک فنی و طراحی هنری. همگی شما خیلی خوب و خیلی بهتر از من می دانید که گرافیک و طراحی هنری عناوین سری Dark Souls همواره جزو  هنرمندانه ترین، زیباترین و با کیفیت ترین ها قلمداد می شوند و آن هم نه فقط در دوره انتشار بازی، بلکه در تاریخ بازی های رایانه ای. طراحی دشمنان و به خصوص باس های بازی که دیگر خوب می دانید اصلا نیاز به حرف و توضیحی ندارند زیرا عناوین Dark Souls و آقای میازاکی همیشه جزو Icon ها و مقیاس های سنجش در زمینه “کیفیت طراحی دشمنان و باس ها” در صنعت بازی های رایانه ای بوده و هستند و بازی Dark Souls Remastered نیز از این قائده مستثنی نیست و شاهد شاهکاری در این حوزه هستیم که تازه اکنون با بالاتر رفتن گرافیک بازی و ارتقای برخی تکسچرها و افازیش نرخ فریم ریت آن به ۶۰، بسیار جذاب تر هم به چشم می آیند، البته منظور از جذاب تر در مورد دشمنان و باس های بازی، همان مخوف تر و مرگبارتر است!

تو نسخه ریمستر اینجا وقتی کلاغه می گیره می بردتون بیشتر دردتون می گیره چون کیفیت بافت ها بالاتر رفته پنجه های کلاغه تیزتر شده!! چی گفتم خدایی!! خودم خنده م گرفت از سطح نرشحات مغزم!!

باید اعتراف کرد که این سطح از کیفیت در طراحی محیط و مراحل و دنیای بازی و از آن مهم‌ تر طراحی دشمنان و باس‌ های بی‌ نظیر بازی، به هیچ عنوان از یک ذهن سالم و معمولی بر‌نمی‌ آید و زاییده یک ذهن مریض از نبوغ و جنون است که می‌ تواند چنین موجودات دفرمه و مخوفی را حتی تصور کند. علاوه بر کیفیت طراحی، کمیت نیز بیشتر از هر بازی دیگری در Dark Souls Remastered اهمیت دارد و تنوع در بازی و در زمینه طراحی دشمنان و محیط ها و باس ها به حدی بالاست که حتی لحظه ای احساس تکراری شدن به شما دست نخواهد داد و این طراحی های شاهکار و تنوع بالا، با انیمیشن هایی روان و بی نقص ترکیب شده اند تا هم خود دشمنان و باس ها از نظر طراحی ظاهری و هم حملاتشان بی نهایت مخوف و قدرتمند باشند. رنگ پردازی دنیای بازی بسیار مرده است و اغلب اجزایی که در محیط می بینید کهنه و رنگ و رو رفته هستند و   شاهد هیچ شادابی در بازی نیستیم که البته نباید هم باشیم و دقیقا دنیای بازی همان طوری است که باید باشد. دیوارهای پوسیده و فرسوده، دالان های تو در تو و مخوف و دنیایی تاریک و سیاه، همه و همه دست به دست هم می دهند تا گیمر کاملا با جو محیط و بازی همراه شود و حس اضطراب و مرگ را در لحظه لحظه بازی با تمام وجودش حس کند. طراحان هنری بازی به معنای واقعی سنگ تمام گذاشته اند و Dark Souls Remastered مانند بازی اصلی و هر بازی دیگری در این سری، در بخش گرافیک هنری غوغا می کند و بایستی به احترام طراحان نابغه بازی بایستیم و کلاه از سر برداریم.

کیفیت طراخی باس ها و دشمان بیداد می کند.. حتی گاها خیلی هم داد و بیداد می کند… حتی نصف شب!!

برویم به سراغ بحث فنی و تکنیکی بازی. نسخه اصلی Dark Souls در نسل هفتم از منظر گرافیک فنی یک بازی کم نقص و عالی بود و کمتر در بازی با باگ مواجه می شدیم و یا اتفاقاتی رخ می داد که سطح گرافیک بازی و ثبات فنی آن را پایین بیاورد و به تجربه ما لطمه ای جدی وارد کند. اما در نسخه ریمستر شده همان “اندک باگ ها و افت فریم ها” هم تقریبا به صفر رسیده اند. فریم ریت بازی در نسخه اصلی Dark Souls گاها در مکان های شلوغ و یا مکان هایی که افکت آتش داشت مقداری دچار افت می شد، اما حالا در Dark Souls Remastered همیشه ثابت است و بازی هرگز دچار افت فریم نمی شود. در واقع کاملا مشخص است که سازندگان بازی، گرافیک را تا حد ممکن ارتقا داده و همچنین با انجام بهبودهایی باعث روان تر شدن اجرای بازی شده اند و اندک افت فریم هایی که در بازی اصلی Dark Souls می دیدیم را نیز اکنون مشاهده نمی کنیم تا انشالله با فریم ریت ۶۰ بمیریم! نور پردازی بازی نیز واقعا زیبا و حرفه ای اعمال شده است و باعث خیلی جذاب تر شدن دنیای مرگبار، مرموز و غم زده بازی می شود. عمق و افق دید بازی نیز بسیار عالی و چشم‌نواز است و ایستادن در مناطقی از بازی و خیره شدن به دوردست‌ها، مناظر و بناهای عظیمی که خیلی دورتر دیده می‌شوند بسیار هیجان انگیز است.

توی برخی بازی ها خداوکیلی این تصویرای مقایسه رو که می ذارن و می بینم، یعنی هیچ فرقی نمی تونم پیدا کنم توشون ولی می بینم ملت هزار تا کامنت در مورد جزییاتش هم حرف می زنن!! بعد می گم اینا چه فرقی می بینن خدایی؟ اصلا چیزی می بینن یا خودشونو می زنن به دیدن؟!! اما در مورد این بازی واقعا تفاوت ها واضح است و حتی من (دقت کنید.. حتی من!!) هم می بینم!!

کسانی که هم نسخه نسل هفتمی Dark Souls را بازی کرده اند و هم عنوان ریمستر آن را تحربه کنند، کاملا این موضوع را تایید خواهند کرد که گرافیک فنی بازی نسبت به نسخه اصلی پیشرفت چشمگیری داشته و بهبودها و ارتقاهای گرافیکی مفیدی به خود دیده است. در مجموع در خصوص بخش گرافیکی و جلوه های بصری Dark Souls Remastered بگذارید این طور بگویم که کسانی که کلا طرفدار این سری بوده و هستند و بازی اصلی را تجربه کرده اند وقتی وارد نسخه ریمستر شده می شوند با خود می گویند “وای چقدر خفن، چقدر سریع و معرکه شده، چقدر کیفیتش بالا رفته، چقدر خوبه روی فریم ریت ۶۰” و کلا همه چیز بر وفق مرادشان است. اما بازیباز جدید و نسل هشتمی که کلا فقط آنچارتد و بازی هایی با بالاترین سطح گرافیک ممکن را دیده و اصلا دارک سولز بازی نکرده و آن را نمی شناسد ممکن است وقتی وارد بازی شود توی ذوقش بخورد زیرا می خواهد در ذهنش ناخودآگاه بازی که برای چندین سال قبل است و فقط ریمستر شده است را با بازی های روز دنیا و نسل هشتمی مقایسه کند که خب قاعدتا مشخص است نتیجه چه می شود.

پلی استیشن کم رو در مقاییسه با پلی استیشن پررو!!

Dark Souls Remastered عنوانیست که در جای جای آن “زیبایی و نبوغ در طراحی تمامی محتویات دنیای بازی” با “کیفیت فنی بالا”، ترکیبی شاهکار را شکل داده که هر مخاطبی را محو در قدرت و عظمت این بازی می‌کند و اجازه نمی‌دهد تا لحظه‌ای از دنیای بازی چشم بردارید. ببینید دوستان! Dark Souls Remastered یکی از فوق العاده ترین ریمسترهایی است که در این نسل که سیل ریمسترها جاری شده است تاکنون از نظر پیشرفت گرافیکی دیده ایم و دقیقا مانند دارک سولز ۲ که وقتی ریمستر شده و به نسل هشتم آمد با ارتقاهای گرافیکی عالی و فریم ریت ۶۰، یک تجربه معرکه و جدید را برای دوست داران سری به نمایش گذاشت، Dark Souls Remastered نیز همین کار را می کند و به قدری بهبودهای عالی گرافیکی از نظر ارتقای تکسچرها و بافت ها و افرایش نرخ فریم ریت به خود دیده است که کسانی که مثل من حتی بازی اصلی را بالای ۱۰۰۰ ساعت هم تجربه کرده اند، وقتی وارد بازی می شوند و اولین غلت ها و ضربه ها را می زنند، بلافاصله می فهمند که این بار قرار است تجربه جدیدی داشته باشند، آن هم کلی جذاب تر و لذتبخش تر و با فریم ریت بی نظیر ۶۰ که خوراک دنیای دارک سولز است!

کاملا تفاوت در شارپ بودن محیط و دنیای بازی محسوس است.

می رسیم به نقطه عطف هر عنوانی که نام سولز یا آقای میازاکی را به عنوان سازنده در خود می بیند، یعنی گیم پلی. سیستم گیم‌پلی و مبارزات در Dark Souls Remastered  به مانند سایر بازی های سری عناوین سولز به معنای واقعی کلمه “شاهکار” است. در Dark Souls Remastered  این گیم پلی است که حرف اول و آخر را می زند و در کنار طراحی هنری خیره کننده بازی، نقاط عطف و ستون های اتکای اصلی بازی محسوب می شوند و کاملا شرایط را به بهترین شکل برای ما فراهم می کنند تا جان به جان آفرین تسلیم کنیم!! جادوی اصلی گیم پلی این فرنچایز در آن است که با این که شما در حال تجربه یک بازی بسیار بسیار سخت و بی رحم هستید که در آن بارها می میرید، ولی از طرفی دیگر با هر بار مردن انگار بیشتر هم به بازی وابسته می شوید و عاشق می شوید و درس می گیرید و در نهایت هم بازی جواب این درس گرفتن و صبر شما را با بهترین پاداش ها می دهد که این موضوع سبب می شود که هر بار انگیزه تان برای پیشروی در بازی بیشتر از قبل باشد و به این شکل یکی از اعتیاد آورترین و در عین حال دشوارترین سیستم های مبارزات در تاریخ بازی‌های رایانه ای خلق شده است که واقعا باید گفت جادویی است و با مکانیسم‌ها و نوع مبارزات خاص خود و سیستم پاداش و جزای بالانس شده، توانسته است تا نوع جدیدی از سیستم درجه سختی را به دنیای بازی‌ها معرفی کند. در اصل همین سیستم پاداش و جزای عالی بازی است که آن را اعتیاد آور می کند زیرا در عین این که بسیار بی رحم است، بسیار نیز بخشنده عمل می کند و پاداش های بی نظیری به شما پس از گذراندن چالش های مرگبار می دهد.

اول بازی در این صحنه دقیقا بی عدالتی بیداد میکنه!!

در بازی و در همان ابتدای کار باید شخصیت خود را از بین کلاس های مختلفی مانند مبارز و شوالیه و جادوگر و تیرانداز و.. انتخاب نمایید که هر کدام در بخش هایی قوی تر و در زمینه هایی ضعیف تر از بقیه هستند اما موضوع مهم اینجاست که تمامی این کلاس‌های مختلف بازی به خوبی بالانس شده‌اند و بازی کاملا شما را در مسیر خلق و پیشبرد مراحل با کلاس و استایل مورد علاقه‌تان یاری می‌کند و هیچ برتری یا اجباری در روند ارتقای شخصیت خود مشاهده نخواهید کرد. به طوری که مثلا می توانید در حالی که ابتدا شخصیت خود را در کلاس مبارز انتخاب کرده اید، ولی در ادامه بازی و وقتی که می بینید جادو برایتان جذاب تر است، کاملا روند ارتقای وی را به سمت جادوگر شدن پیش ببرید و یا اصلا به نوعی شخصیتتان را تبدیل به یک مبارز و یک جادوگر در ترکیب با هم کنید که هر چقدر بیشتر بازی کنید و بیشتر لول بزنید شرایط برای انجام این کار بیشتر فراهم خواهد شد. همیشه در عناوین آقای میازاکی شاهد دنیایی بوده ایم که در ابتدا با راه هایی متفاوت و مسیرهای مختلف ما را به جلو هدایت می کند اما بعدا در بازی با هوشمندی هر چه تمام تر و مثلا از طریق یک درب که قبلا قفل بوده است ناگهان یک میانبر بی نظیر برای ما درست می کند تا مقدار بسیار زیادی در طی مسافت ها در بازی صرفه جویی شود و مثلا از ابتدای یک مرحله به انتهای آن برویم (البته باید یک بار این راه را کامل رفته تا آن را باز کنیم). بازی اصلی Dark Souls  به نوعی پایه گذار این سیستم “دنیایی بسیار بسیار عظیم ولی کاملا پیوسته و مربوط به هم” بود که البته از بازی Demon’s Souls  آغاز شده و در Dark Souls به نوعی بلوغ رسیده بود.

در نسخه ریمسترد، بسته الحاقی بی نظیر Artorias of the Abyss نیز وجود دارد که خودش شامل چندین ساعت گیم پلی و چند باس فایت جدید و منطقه جدید و دشمنان متنوع است که ارزش این نسخه را باز هم بالاتر می برد… همین باس آرتوریاس خودش زندگیه اصلا و داستانش بسیار غمناکه…

در واقع روند طراحی مراحل و مسیر های مختلف و راه‌ هایی که به بخش های گوناگون می روند، به این شکل است که در نهایت می بینید که همگی به یکدیگر متصل خواهند شد و ناگهان از انتهای بازی دربی به ابتدای آن باز خواهد شد که شما را شگفت زده می کند و تازه تک تک این میانبرها و مسیرهای متصل به هم، همگی منطق و دلیل پشتشان است و به دلیل خاصی طراحی شده و قرار گرفته اند که مثلا روند رسیدن شما به یک باس را کوتاه تر کنند و یا کلی دلیل دیگر. Dark Souls Remastered نیز به مانند بازی اصلی از طراحی مراحل بی نظیری برخوردار است و لحظه لحظه حضور شما در دنیای این بازی همراه با لذت دیدن طراحی شاهکار مراحل و محیط های آن است و همین طور تنوع خیره کننده ای که سبب می شود هرگز مراحل مختلف و بخش های گوناگون دنیای بازی حس و حال تکرار به خود نگرفته و مدام شما را شگفت زده نمایند. گیم پلی و مبارزات در Dark Souls Remastered بسیار سخت، دشوار و نفس گیر بوده و شما هرگز نمی توانید به سبک یک بازی اکشن و هک اند اسلش، کار خود را با دکمه زنی مداوم و بی توجه به دشمنان پیش ببرید زیرا درجه سختی بازی بسیار بالاست و مهم ترین نکته در گیم پلی بازی “توجه به الگوی حرکات و حملات دشمنان و باس ها و طرح ریزی ضد حملاتی مبتنی بر این الگوها” است و باید بسیار در زمینه جاخالی دادن یا دفاع کردن و همین طور مدیریت نوار قدرت بدنی یا Stamina (که برای ضربه زدن و دویدن و غلت زدن و دفاع کردن کاملا به آن نیاز دارید) در کنار مدیریت خط سلامتی، تبحر پیدا کنید. هرگز نباید بی پروا و پشت سر هم ضربه بزنید، زیرا کارتان خیلی زود ساخته است. چرا؟ چون نوار قدرت بدنی سبز رنگ شما به پایان می رسد و وقتی که نوبت ضربه مرگبار دشمن می رسد شما مثل مجسمه باید بایستید و نه می توانید غلت بزنید و نه قادر به دفاع کردن هستید!

نداریم… نمی خوام… نمیخوام بگم کپشن!!

شاید برای کسانی که برای نخستین بار است که به سراغ این سری آمده اند و در واقع کار را با Dark Souls Remastered آغاز کرده اند این طور به نظرشان برسد که گیم پلی بازی نسبت به سایر بازی ها کمی کندتر است ولی باید بدانید که این جزو خاصیت های Dark Souls است که مبارزات کمی آهسته تر ولی بسیار بسیار استراتژیک دنبال می شوند و تازه جالب است بدانید که اکنون در این نسخه چون با ۶۰ فریم بر ثانیه بازی می کنید، مبارزات نسبت به بازی اصلی سریع تر هم شده اند و این موضوع را بازیبازانی که عنوان اصلی را در نسل هفتم تجربه کرده اند بلافاصله و در همان دقایق آغازین بازی درک خواهند کرد. شما باید در طول روند پیشروی در بازی و در لحظه لحظه آن، کاملا به حملات و ضربات هر دشمن دقت کنید و الگوی خاص حملات وی را یاد بگیرید تا متوجه شوید که چه زمانی برای فرود آوردن ضربه به آن ها مناسب تر است. مثلا شاید یک دشمن از یک کمبوی ۳ ضرب استفاده کند ولی ۲ ثانیه بعد از اتمام این کمبو، زمان در دسترس شماست تا قبل از این که وی دوباره خود را برای حمله بعدی جمع و جور کند، به وی ضربه بزنید که این مسئله البته در مورد باس فایت های بازی نیز صادق است و بسیار مهم تر نیز می شود زیرا باس ها بسیار قوی تر و بسیار باهوش تر از دشمنان معمولی بازی هستند.

همیشه در عناوین آقای میازاکی شاهد دنیایی بوده ایم که در ابتدا با راه هایی متفاوت و مسیرهای مختلف ما را به جلو هدایت می کند اما بعدا در بازی با هوشمندی هر چه تمام تر و مثلا از طریق یک درب که قبلا قفل بوده است ناگهان یک میانبر بی نظیر برای ما درست می کند تا مقدار بسیار زیادی در طی مسافت ها در بازی صرفه جویی شود و مثلا از ابتدای یک مرحله به انتهای آن برویم . بازی اصلیDark Souls  به نوعی پایه گذار این سیستم “دنیایی بسیار بسیار عظیم ولی کاملا پیوسته و مربوط به هم” بود که البته از بازی Demon’s Souls  آغاز شده و در Dark Souls به نوعی بلوغ رسیده بود.

در واقع هنر اصلی بازی Dark Souls Remastered و دیگر عناوین این سری در آن است که در آن ها سخت بودن بازی فقط وابسته به زیاد بودن تعداد دشمنان کم عقل و بیشتر شدن خط سلامتی آن ها نیست، بلکه هوش مصنوعی بسیار بالا و کاملا تاکتیکی مبارزه کردن دشمنان و باس هاست که باعث می شود حتی مبارزه با یک دشمن حتی معمولی در بازی نیز زیاد آسان نباشد و کافی است تا چند ثانیه دقت نکنید تا همان یک دشمن شما را بکشد زیرا چیزی به اسم دشمن ضعیف در بازی وجود ندارد. سرعت حرکات شما و در واقع چابکی شخصیت شما در بازی کاملا به وزن کوله پشتی و تجهیزات شما وابسته است. در واقع هر چقدر که زره ها و سلاح های سنگین تری در اختیار داشته باشید، دویدن و چابکی شما و سرعت جاخالی دادن و غلت زدنتان کاهش می یابد و حتی مقدار بیشتری قدرت بدنی برای ضربه زدن استفاده می کنید که همین موضوع شالوده و اساس مبارزات و گیم پلی بازی و حتی روند رشد و ارتقای شخصیت شما را شکل می دهد.

Dark Souls Remastered مثل یک طعنه سنگین به خیلی از بازی های نسل هشتم است. دقیقا مثل طعنه ای که اخیرا شاهکار دیگری به نام Remake  Shadow of the Colossus نیز به نسل هشتم بازی ها زد. طعنه ای که می گوید ببینید چطور یک بازی متعلق به چندین سال قبل وقتی فقط کمی ارتقای گرافیکی به خود می بیند و به نسل هشتم می آید، هنوز هم از ۹۰ درصد بازی های روز دنیا جذاب تر و با کیفیت تر است

همان طور که همیشه گفته ایم و دیگر تمامی دنیا این موضوع را به خوبی می دانند، باس فایت های سری سولز از برترین های تاریخ بازی های رایانه ای هستند و این مبارزات در اوج هیجان و سختی و اضطراب دنبال می شود و تازه اکنون در Dark Souls Remastered این مبارزات نفس گیر با باس ها بسیار جذاب تر هم شده اند زیرا حس لذت بازی بر روی ۶۰ فریم را نیز لمس می کنیم. در Dark Souls نیز به مانند تمامی عناوین آقای میازاکی، شاهد تغییر فاز باس فایت ها در میانه نبرد هستیم  و باس های گوناگون و مخوف بازی، برحسب میزانی که از خط سلامتی شان کاسته ایم تغییر عملکرد می دهند و معمولا بسیار تهاجمی تر و اصطلاحا aggressive تر می شوند و حملات جدید و مرگبارتری را نیز به لیست حملاتشان اضافه می کنند به طوری که گاها در باس فایت ها با این صحنه مواجه می شویم که تنها مقدار کمی از خط سلامتی یک باس باقی مانده است و شاید با یک ضربه بمیرد، ولی وی آن قدر وحشی شده است که حتی نمی گذارد یک ضربه به او بزنید و مدام باید در بروید و جاخالی بدهید و آیتم سلامتی مصرف کنید و آخرش هم باس شما را می کشد!!

هنر اصلی بازی Dark Souls Remastered و دیگر عناوین این سری در آن است که در آن ها سخت بودن بازی فقط وابسته به زیاد بودن تعداد دشمنان کم عقل و بیشتر شدن خط سلامتی آن ها نیست، بلکه هوش مصنوعی بسیار بالا و کاملا تاکتیکی مبارزه کردن دشمنان و باس هاست که باعث می شود حتی مبارزه با یک دشمن حتی معمولی در بازی نیز زیاد آسان نباشد

این تغییر الگوی حملات باس ها کاملا در راستای سخت تر کردن بازی موثر واقع شده و باس فایت ها را بسیار جذاب تر و نفس گیرتر کرده و استرس بیشتری را به ما منتقل کرده به طوری که بعد از شکست هر باس واقعا حس موفقیت در انجام یک کار بسیار سخت را داریم و دوست داریم که از خوشحالی فریاد بکشیم، مخصوصا اگر باس فایتی مثل Ornstein and Smough باشد که می توان گفت سخت ترین باس تاریخ این سری و بازی های آقای میازاکی است. همچنین باید به این موضوع  نیز اشاره کرد که در نسخه ریمسترد، بسته الحاقی بی نظیر Artorias of the Abyss نیز وجود دارد که خودش شامل چندین ساعت گیم پلی و چند باس فایت جدید و منطقه جدید و دشمنان متنوع است که ارزش این نسخه را باز هم بالاتر می برد. خالی از لطف نیست که در این بخش کمی نیز در مورد بخش آنلاین بازی صحبت کنیم، مخصوصا با توجه به وضعیت کشورمان و پیشرفت هایی که از ۷ سال پیش تاکنون در زمینه اینترنت و کنسول های کپی خور و .. داشته ایم. به طور قطع اکنون و در نسل هشتم شرایط برای تجربه آنلاین با دوستان بسیار فراهم تر و بهتر از ۷ سال قبل است و همه چیز کلی پیشرفت کرده است، مخصوصا در کشور ما اکنون وضعیت اینترنت خیلی بهتر از زمان نسخه اصلی این عنوان است و حالا راحت تر می توانیم این شاهکار را با دوستان بازی کنیم.

داداش به امام من کاری نکردم.. ظهری ها بودن!!

یک دلیل خیلی مهم دیگر هم برای کشور ما این است که در نسل قبل و زمان تجربه بازی اصلی، ۹۰ درصد ما پلتفرم های هک شده و کپی خور داشتیم و اصلا نتوانسته ایم هیچ گاه دارک سولز را با دوستانمان به صورت آنلاین تجربه کنیم و به دیگران حمله کنیم و … اما حالا این شرایط برایمان فراهم است که لذت بازی آنلاین را نیز با Dark Souls Remastered مثل تمام دنیا تجربه نماییم. البته من که هنوز نتوانسته ام این کار را بکنم چون بازی تازه منتشر شده و از چند روز قبل که من بازی را تجربه می کردم کسی اصلا این بازی را نداشت که بخواهم با او آنلاین بازی کنم مگر این که با منتقدان سایت های گیم اسپات و … که آن ها هم داشته اند بازی را برای نقد تجربه می کرده اند بازی می کردم!!! این طور به نظر می رسد که سازندگان در این نسخه تعداد بازیکنانی که می توانند به صورت آنلاین بازی کنند را افزایش داده اند و احتمال حمله به دنیای شما و همچنین هجوم به دنیای دیگران افزایش یافته است، البته طرفدارارن بازی می دانند که این موضوع خیلی هم بستگی به آیتم های مجهز شده دارد و برخی آیتم ها دشمنان را بیشتر به حمله کردن به دنیای شما ترغیب می کنند و یا برعکس. در نهایت و همان گونه که قبلا نیز در مورد گیم پلی عناوین این سری خدمت شما عرض کرده ام ” گیم پلی در این سری، بخشی است که یا گیمر را عاشق خود می کند و یا وی همان ابتدا فرار را بر قرار ترجیح می دهد.” گیم پلی Dark Souls Remastered کاملا تاکتیکی و بر پایه هوش و توان گیمر، تشخیص زمان درست حمله، به موقع دفاع کردن و صبر و حوصله زیاد داشتن است. بله… فقط کافی است که مقداری صبر داشته باشید و بعد از آن است که جادوی گیم پلی بازی رخ می نماید.

مهم ترین نکته در گیم پلی بازی “توجه به الگوی حرکات و حملات دشمنان و باس ها و طرح ریزی ضد حملاتی مبتنی بر این الگوها” است و باید بسیار در زمینه جاخالی دادن یا دفاع کردن و همین طور مدیریت نوار قدرت بدنی یا Stamina در کنار مدیریت خط سلامتی، تبحر پیدا کنید. هرگز نباید بی پروا و پشت سر هم ضربه بزنید، زیرا کارتان خیلی زود ساخته است. چرا؟ چون نوار قدرت بدنی سبز رنگ شما به پایان می رسد و وقتی که نوبت ضربه مرگبار دشمن می رسد شما مثل مجسمه باید بایستید و نه می توانید غلت بزنید و نه قادر به دفاع کردن هستید!

گیم پلی و مبارزات در Dark Souls Remastered کاملا بر اساس درک الگوی حملات دشمنان است و این مهم ترین نکته در مبارزات فوق العاده نفس گیر و بالانس شده بازی است و سبب شده است تا عمق مبارزات بسیار بالا بوده و حس رضایت عمیق و لذت سرشاری را در کنار استرس به شما منتقل می کند که این هنر و جادوی این فرنچایز و بازی های استاد میازاکی است. در واقع باید بگویم این گیم پلی و مبارزات بازی Dark Souls Remastered و دیگر عناوین این سری هستند که نقطه برتری این فرنچایز بر رقبا محسوب می شوند و شاهد سیستم گیم پلی و مبارزات عمیق و شدیدا بر پایه سیستم پاداش و جزا هستیم که حداکثر حس لذت و هیجان یک بازی اکشن نقش آفرینی هاردکور را به مخاطبش منتقل می کند و خیلی خیلی راحت و با جرات می گویم که Dark Souls Remastered کاملا و کاملا در بخش گیم پلی “بی نقص” و عاری از هر گونه اشکال و ایرادی است. در حقیقت باید اذعان داشت که گیم پلی از این عمیق تر و کامل تر در این سبک نمی شود و همین گیم پلی بود که سبب خلق زیرژانر جدیدی از بازی ها به نام Souls-Like شده است که یکی دو روز قبل در موردش با شما صحبت کردیم و حتی کلی از بازیسازان هم، اکنون طرفدار آقای میازاکی و عناوینش هستند!

به طور قطع اکنون و در نسل هشتم شرایط برای تجربه آنلاین با دوستان بسیار محیاتر از ۷ سال قبل است و همه چیز کلی پیشرفت کرده است، مخصوصا در کشور ما اکنون وضعیت اینترنت خیلی بهتر از زمان نسخه اصلی این عنوان است و حالا راحت تر می توانیم این شاهکار را با دوستان بازی کنیم. یک دلیل خیلی مهم دیگر هم برای کشور ما این است که در نسل قبل و زمان تجربه بازی اصلی، ۹۰ درصد ما پلتفرم های هک شده و کپی خور داشتیم و اصلا نتوانسته ایم هیچ گاه دارک سولز را با دوستانمان به صورت آنلاین تجربه کنیم و به دیگران حمله کنیم و … اما حالا این شرایط برایمان فراهم است که لذت بازی آنلاین را نیز با Dark Souls Remastered تجربه نماییم.

صداگذاری در Dark Souls Remastered یکی از نقاط قوت بازیست که کاملا عالی و حرفه ای انجام شده است و اکنون در نسخه ریمسترد کیفیت پخش صداها و سیستم صوتی بازی نیز بهبودهایی به خود دیده است تا کار نسبت به نسخه اصلی نیز که البته مشکلی در این بخش نداشت، بهتر شود. صداگذاری های محیطی بازی کیفیت مناسبی دارد و حتی با این که برای عنوانی متعلق به نسل قبل و ۷ سال پیش هستند باز هم از کیفیت استانداردی برخوردار هستند. صدای دشمنان و هیولاهای بازی و همین طور ضربات مختلف با سلاح های گوناگون به خوبی کار شده اند و بی نقص هستند و به خوبی حس ضربه زدن و وزن سلاح های مختلف را انتقال می دهند. دربازی چندین شخصیت مختلف حضور دارند که علاوه بر تعداد بالا و خاص یونشان هر کدام نیز تا آخر بازی در صورتی که با آن ها صحبت کنید، دیالوگ های زیادی دارند و با حالتی مرموز و عجیب صحبت می کنند که گاها ترسناک و شبیه به حرف زدن دیوانه هاست! صدای هر شخص به درستی و متناسب با چهره اوست و صدا پیشگان به خوبی از پس اجرا در قالب این شخصیت های مرموز با ظاهرهایی عجیب و اهداف و نیت هایی بعضا پلید که در این عنوان حضور دارند، بر آمده اند و کاملا حال و هوای دنیای مرموز و مخوف بازی را به بازیباز نیز انتقال داده اند. از مهمترین و برجسته ترین نکات در مورد صداگذاری شخصیت ها مربوط صدای راوی مرموز بازیست که واقعا در همان کات سین آغازین بازی کاملا شما را تحت تاثیر خود قرار می دهد و جذب صدای نافذ و مرموز وی می شوید که کمی هم شبیه به صدای پیرزنی است که قبلا در بازی های نسل قبلی گاد او وار، داستان کریتوس را برای ما روایت می کرد.

شمشیر بردارید، عزم کنید، اراده را بر تیغه شمشیر خود ارزانی دارید و قدم بردارید. سرخوشانه نغمه مرگ بخوانید و به اغوش Dark Souls بروید… هر بار شکستم دهی قویتر باز می گردم… آنقدر شکستم بده تا پولادین شوم و غیر قابل کشته شدن… می میرم… چه خیال… باز می گردم، بار دیگر قدرتمندتر، بعد از آن هم قدرتمند تر تا زمانی که افسانه را کامل کنم… ّبه آغوشت می آیم مرگ… آغوش بگشا که برای کشتنت می آیم… برای کشتن مرگ… من مبارز تاریکی هستم و مرا از مرگ هراسی نیست که جان خویش را هر روز در رودخانه مرگ می شویم… من خود مرگم… از من بترس مرگ… به دنیای ارواح تاریک آمده ام… به میعادگاه مرگ… به دنیای زاده نبوغ و جون…

در بخش موسیقی شاید کامل ترین نکات و توضیحات، همان مواردی است که قبلا در نقد و بررسی نسخه نسل هفتمی این بازی مطرح کرده ایم و بد نیست که در این قسمت گریزی به آن بزنیم زیرا کاملا در مورد نیز Dark Souls Remastered صدق می کند و گویای همه چیز است. “در متن بازی و در محیط آن موسیقی خاصی به گوش می رسد و یا با حالتی بسیار محو در پس زمینه به گوش می رسد که اتفاقا اصلا هم ایرادی به این امر وارد نیست زیرا که حال و هوا و طراحی دنیای بازی طوری است که باید حس تعلیق به شما دست بدهد و این نبود موسیقی و صدای خاصی در متن بازی به القای بیشتر این حس تعلیق کمک بسیاری می کند و تنهایی و مخوف بودن در این دنیای بی رحم را هر چه بیشتر در وجود شما نهادینه می کند. در زمان باس فایت ها اما موضوع کمی فرق می کند و هنگام مبارزه با آن ها شنوای موسیقی هایی حماسی هستیم که هیجان شما را بیشتر می کنند و باعث می شوند نبرد، بسیار بزرگتر و دشمن بسیار قدرتمندتر در نظر شما جلوه کند، البته بدون موسیقی هم باس به اندازه کافی قدرتمند هست ولی خب این را هم اضافه کرده اند تا بیشتر استرس بگیریم! تصور کنید که یک باس عظیم الجثه در محیط، در حال حرکتی آرام به سمت شماست و با ابهتی خاص خود را برای حمله ای برق آسا به شما اماده می کند و در همین حال هم موسیقی حماسی با حالتی مرموز که گویی منتظر یک انفجار است در حال پخش شدن است و این استرس شما را چند برابر می کند و باس را بسیار مخوف تر در نظر شما نشان می دهد.”در مجموع باید گفت Dark Souls Remastered در قسمت صداگذاری و موسیقی نه تنها هیج مشکل خاصی ندارد بلکه این بخش ها نیز جزو نقاط قوت بازی محسوب می شوند و نقش خود را در زمینه بالا کشیدن بازی به خوبی ایفا کرده اند، مخصوصا با توجه به این که اکنون کیفیت پخش صدا در نسخه نسل هشتمی تا حدودی بالاتر رفته است.

همین که بازی بر روی ۶۰ فریم بر ثانیه اجرا می شود یک دلیل کامل برای خرید مجدد این عنوان است. بهبودهای گرافیکی و حضور بسته الحاقی Artorias of the Abyss و … را نیز وقتی به آن اضافه کنیم می بینیم که Dark Souls Remastered در نسل هشتم کاملا ارزش خرید دوباره را دارد. اگر هم از کسانی هستید که اصلا بازی اصلی را تجربه نکرده اید ولی به سبک نقش آفرینی هاردکور علاقمند هستید نباید حتی ذره ای در خریدن شاهکاری به نام Dark Souls Remastered شک و تردید داشته باشید چون از همان اول می توانید بهترین و کامل ترین و ارتقایافته ترین نسخه بازی را تجربه کنید!

به مانند همیشه و در انتهای نقد و بررسی هر نسخه ای از دارک سولز باید بگوییم اگر اهل بازی آسان و پیشروی راحت هستید و زیاد حال و حوصله و صبر سختی و مرگ و درس گرفتن از شکست ها و .. را ندارید، Dark Souls Remastered بازی شما نیست و بیهوده پولتان را صرفش نکنید، مگر این که قصد داشته باشید که تغییر کنید و با این دنیای بی نظیر برای نخستین بار آشنا شوید.Dark Souls Remastered  اصطلاحا “گاو نر می‌خواهد و مرد کهن و بازیباز هاردکور!” عنوانی که وقتی خودتان را به دستش بسپارید و صبر داشته باشید، بی نهایت سخاوتمندانه پاداش صبر و یادگیری شما را می دهد. Dark Souls Remastered مثل یک طعنه سنگین به خیلی از بازی های نسل هشتم است. دقیقا مثل طعنه ای که اخیرا شاهکار دیگری به نام Remake  Shadow of the Colossus نیز به نسل هشتم بازی ها زد. طعنه ای که می گوید ببینید چطور یک بازی متعلق به چندین سال قبل وقتی فقط کمی ارتقای گرافیکی به خود می بیند و به نسل هشتم می آید، هنوز هم از ۹۰ درصد بازی های روز دنیا جذاب تر و با کیفیت تر است و از آن مهم تر این که طرفداران زیادتری دارد و تازه جزو مورد انتظارترین ها هم به حساب می آید! Dark Souls Remastered  بهبودهای مناسبی را نسبت به بازی اصلی از نظر گرافیکی و نرخ فریم ریت به خود دیده است و با توجه به این که بسته الحاقی نیز اکنون از ابتدا در این نسخه موجود است و نیازی به دانلود جداگانه ندارد، دلایل خوبی برای تجربه آن در نسل هشتم وجود دارد، هر چند که از نظر من تنها و تنها همان تجربه بازی با ۶۰ فریم بر ثانیه آن قدر بی نظیر است که خودش به تنهایی کافی است که تجربه دوباره بازی برای همه لازم شود. اگر از طرفداران سری سولز هستید و حتی مثل من نسخه اصلیDark Souls  را در نسل هفتم جویده اید، باید بگویم باز هم Dark Souls Remastered کاملا ارزش خرید دارد زیرا تجربه بازی با نرخ فریم ریت ۶۰ و با کنترلرهای نسل هشتم واقعا حس جدید و بی نظیری است که نباید خودتان را از آن محروم کنید.

گاها در باس فایت ها با این صحنه مواجه می شویم که تنها مقدار کمی از خط سلامتی یک باس باقی مانده است و شاید با یک ضربه بمیرد، ولی وی آن قدر وحشی شده است که حتی نمی گذارد یک ضربه به او بزنید و مدام باید در بروید و جاخالی بدهید و آیتم سلامتی مصرف کنید و آخرش هم باس شما را می کشد!!

حتی بهتر است بگویم این نسخه برای کسانی مثل ما که بازی اول را در نسل هفتم تجربه کرده اند حتی جذاب تر از کسانی است که تازه آن را می بینند زیرا ما سریعا متوجه می شویم که بازی چقدر تغییر کرده است و چقدر جذاب تر شده است. همین که بازی بر روی ۶۰ فریم بر ثانیه اجرا می شود به قدری لذت بخش است که یک دلیل کامل برای خرید مجدد این عنوان است. بهبودهای گرافیکی و حضور بسته الحاقی Artorias of the Abyss و … را نیز وقتی به آن اضافه کنیم می بینیم که Dark Souls Remastered در نسل هشتم کاملا ارزش خرید دوباره را دارد. اگر هم از کسانی هستید که اصلا بازی اصلی را تجربه نکرده اید ولی به سبک نقش آفرینی هاردکور علاقمند هستید هم که دیگر اصلا فکر کردن نیاز ندارد و نباید حتی ذره ای در خریدن شاهکاری به نام Dark Souls Remastered شک و تردید داشته باشید، چون انسان خوش شانسی هم هستید که از همان اول می توانید بهترین و کامل ترین و ارتقایافته ترین نسخه بازی را تجربه کنید! جا دارد تا در انتهای این نقد و بررسی به چند خطی از نوشته ای که قبلا در مقالات دیگر دارک سولز تقدیمتان کرده بودم رجوع کنم و با این چند خط تقریبا حماسی، شما را دعوت می کنم که به دنیای زاده نبوغ و جنون پای بگذارید و به میعاد گاه مرگ رفته و دروازه ای به دنیای ارواح تاریک باز کنید.

“شمشیر بردارید، عزم کنید، اراده را بر تیغه شمشیر خود ارزانی دارید و قدم بردارید. سرخوشانه نغمه مرگ بخوانید و به اغوش Dark Souls بروید… هر بار شکستم دهی قویتر باز می گردم… آنقدر شکستم بده تا پولادین شوم و غیر قابل کشته شدن… می میرم… چه خیال… باز می گردم، بار دیگر قدرتمندتر، بعد از آن هم قدرتمند تر تا زمانی که افسانه را کامل کنم… ّبه آغوشت می آیم مرگ… آغوش بگشا که برای کشتنت می آیم… برای کشتن مرگ… من مبارز تاریکی هستم و مرا از مرگ هراسی نیست که جان خویش را هر روز در رودخانه مرگ می شویم… من خود مرگم… از من بترس مرگ… به دنیای ارواح تاریک آمده ام… به میعادگاه مرگ… به دنیای زاده نبوغ و جون…”

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید