نقد و بررسی بازی Steel Rats

0
12
نقد و بررسی بازی Steel Rats

احتمالاً خیلی از شما با مفهوم بازی های ۲٫۵ بُعدی آشنایی دارید. در چند سال اخیر نمونه های خوبی از این سبک بازی به بازار آمده و برای خودش طرفدارانی دست و پا کرده. از معروف ترین نمونه های چند سال اخیر می توانم به بازی Unravel اشاره کنم. با وجود اینکه منتقدین نظرات متفاوتی درباره ی این بازی داشتند که همه شان مثبت نبودند، از دید کاربران Unravel بسیار دوست داشتنی بود. شرکت Tate Multimedia چند روز پیش عنوان جدیدی را به نام Steel Rats در همین سبک منتشر کرد که منتقدین را دو دسته کرد. برخی از منتقدین به بازی نمره ای نزدیک به نمره ی کامل دادند که تعدادشان بیشتر از یکی دو تا بود، و برخی دیگر هم با یک نمره ی متوسط پرونده ی بازی را بستند. وقتی با چنین بازی ای مواجه می شوید، احتمالاً بازی یک چیز خیلی خاصی دارد که به مزاق برخی خوش آمده و به مزاق برخی دیگر نه. راستش را بخواهید، Steel Rats چندتایی از این خصوصیات ناب دارد، اینکه آن ها را دوست خواهید داشت یا نه، کاملاً به سلیقه شخصی تان بستگی دارد و بس. این را هم همین جا بگویم که اگر بازی های مسابقه ای را دوست دارید، دلیل نمی شود Steel Rats را هم دوست داشته باشید، اما اگر خلاقیت و ترکیب دو، سه سبک را با هم دوست دارید، شاید این بازی برای شما بسیار لذت بخش باشد.

بازی در یک فضای نسبتاً پسا آخرالزمانی روایت می شود. یک گروه موتور سوار (که در آمریکا به این گروه ها Gang Riders می گویند)، به نام Steel Rats به شکل زیرزمینی و مستقل فعالیت می کنند تا روبات هایی را که به Junkbots معروف هستند و کل شهر را به تسخیر در آورده اند از شهر بیرون برانند. گروه، متشکل از کاراکترهای مختلفی است که هر کدام اخلاق خاص خودش را دارد. کاراکترها کاملاً چیزی هستند که انتظارش را دارید، یک پسر مغز متفکر با جثه ی کوچک و عینک گرد که مسئولیت کارهای تکنیکی گروه را بر عهده دارد، یک گردن کلفت که تنها فکرش کشتن و از پیش رو برداشتن روبات هاست و از این کار لذت می برد و شخصی دیگر که شوخ طبع است و همه چیز را با شوخی پیش می برد. میان پرده هایی که در بازی نشان داده می شوند به شکل کامیک و بسیار زیبا و مناسب با حال و هوای بازی ساخته شده اند و داستان را روایت می کنند. معمولاً المان اصلی بازی های این چنینی گیم پلی است و این موضوع در مورد Steel Rats هم صدق می کند، اما با این حال نمی توان گفت که داستان هیچ نقش مهمی در آن ندارد. فضای حاکم بر داستان بازی تاریک است (که با توجه به تسخیر شهر توسط روبات ها، باید هم باشد!) و میان پرده ها نیز همانقدر تاریک ساخته شده اند و سیاه سفید هستند. اتمسفر محیط های بازی نیز بسیار سنگین و مه آلود است که در بخش گرافیک به آن بیشتر خواهم پرداخت.

نمونه ای از میان پرده های بازی که بسیار زیبا کار شده و حس تاریک و مه آلود بازی را کاملاً انتقال می دهد.

و اما گیم پلی بازی تجربه ای جدید و منحصر به فرد است. شاید به عنوان یک گیمر، همه ی ما انتخابی عمل می کنیم و طرف سبک و بازی های مورد علاقه مان می رویم. کمتر پیش می آید سراغ نامی ناآشنا برویم و بازی را تهیه کرده و بازی کنیم، مگر اینکه دوستی آن را به ما معرفی کرده باشد. اما در جایگاه یک منتقد شرایط کاملاً فرق دارد، شما گاهی اوقات مجبورید سراغ بازی های بروید که هیچ اطلاعاتی از قبل درباره ی آن ندارید و پس از چند ساعتی بازی کردن و بالا و پایین کردن شجره نامه اش تازه می فهمید که بازی از کجا آمده. این موضوع مانند راه رفتن بر روی یک مرز باریک است. خیلی وقت ها چیزی که به آن بر میخورید فقط وقت شما را تلف می کند و آرزو می کنید که هیچ وقت آن را بازی نکرده بودید، گاهی اوقات هم چیزی کشف می کنید که در بازار تقلیدی امروزی، شما را سر حال می آورد. تجربه ی Steel Rats برای من قطعاً از دسته ی دوم بود. سیستم کنترل بازی عجیب ولی لذت بخش است. شاید یکی دو ساعت اول بازی کمی اذیت شوید، چون محیط های بازی دو بعدی است و حرکت موتور سه بعدی. باید کمی از ذهن خود کمک بگیرید تا بر کنترل بازی تسلط پیدا کنید. خیلی از بازیبازهای بی حوصله تر ممکن است بازی را همان اول ها رها کنند، اما اگر کمی وقت صرف یاد گرفتن کنترل Steel Rats کنید، می توانید از لذت ناب موتور سواری در فضای دو و نیم بعدی لذت ببرید.

از روی موتور می توانید با محیط ارتباط برقرار کنید.

راندن وسیله نقلیه تان تنها کاری نیست که در بازی می کنید، سکو بازی المان دیگر آن است. اوایل بازی با دریفت و تنظیم سرعت بازی مشغول می شوید، اما جلوتر، بازی کلی سکو برای در نوردیدن پیش روی شما می گذارد. نمی توان گفت سکوبازی Steel Rats بد است یا چیزهایی از این دست، اما واقعاً جا داشت Tate Multimedia روی این موضوع بیشتر کار کند. طراحی مراحل گاهاً واقعاً روی اعصاب می روند. می بینید برای یک مدت نسبتاً طولانی مشغول رد کردن چند تا مانع مسخره هستید که دلیلی نداشت سخت باشند. می دانید، سخت بودنِ لذت بخش داریم و سخت بودنِ بی مزه. زحمتی که کشتن یک باس یا رد کردن یک مرحله در بازی ای مانند Bloodborne می برد، لذت دارد. دلیلش هم این است که مراحل درست و کم نقص طراحی شده اند و می دانید که باختن شما تقصیر بازی نیست، تقصیر اشتباهات استراتژیک یا مهارت پایین خودتان است. در Steel Rats این طور نیست. گاهی اوقات مهارت کافی را دارید ولی گیر می کنید و در واقع خود بازی، بازیِ شما را خراب می کند. این نوع سختی در بازی ها یک اشکال است نه یک صفت برتر. از طرف دیگر سکوبازی پس از یک مدت می تواند کاملاً تکراری و حوصله سر بر شود. به خصوص وقتی که نشانگر بازی جهت را اشتباه به شما نشان دهد و مجبور باشید یک مسیر را چند بار طی کنید. وقتش است به wheelie saw هم اشاره کنم که نقش به سزایی در مبارزات و سکوبازی دارد. wheelie saw یا همان اره چرخی، در واقع وسیله ای است که به تایر جلوی موتور شما وصل شده و باعث می شود سکوبازی هایی در خلاف جهت جاذبه ی زمین داشته باشید و همچنین روبات ها را با آن گوشمالی دهید. افزودن این اره چرخی به عنوان یک مکانیزم، تنوع بازی را در محیط های مختلف بالا برده و قابل تحسین است.

می بینید چرخ جلوی موتور گداخته شده است؟ اسمش Wheelie Saw است، خیلی با آن کار خواهید داشت.

اما دشمن های بازی نیز چند دسته می شوند؛ روبات های کوچک که مثل نقل و نبات در مسیر شما قرار می گیرند و نابود کردن آن ها بسیار لذت بخش است، روبات های دیگری که مانند عنکبوت از سقف آویزان هستند و باید برای مبارزه با آن ها استراتژی های متفاوتی از دشمنان نوع اول اتخاذ کنید، و همچنین باس های بازی که مبارزه با آن ها بخاطر مشکلات فنی چندان چنگی به دل نمی زند.

از دشمنان بزرگ تر بازی.

برای از بین بردن این روبات ها، علاوه بر اره چرخی، یک سری قابلیت دیگر هم دارید. چهار کاراکتر قابل بازی در Steel Rats وجود دارد که هر یک قابلیت ویژه ای داشته و از نوار انرژی موجود در بازی، به نفع قابلیت خود استفاده می کنند. توشی (Toshi) که همان اول معرفی می شود و مغز متفکر گروه است، از الکتریسیته برای جنگیدن با روبات های Junkbot استفاده می کند، لیزا (Lisa)، تنها دختر گروه، از اگزوز موتورش آتش بیرون می دهد و روبات ها را خاکستر می کند، جک (Jack) که لیدر بی اعصاب گروه است، با اسلحه ای که موج هایی از انرژی از خودش ساطع می کند به خدمت دشمنان می رسد و دست آخر، رندی (Randy)، با اسلحه ی شلاق مانند خود، روبات ها را به طرف خود می کشد و بعد از نزدیک نابودشان می کند. در طول بازی می توانید بین این کاراکترها سوییچ کنید و با دیگری راه را ادامه دهید. اگر هر چهار کاراکتر را در یک مرحله به کشتن دهید، باید آن مرحله را از ابتدا آغاز کنید، در غیر این صورت، بازی به شکل خودکار کاراکتر شما را در میانه ی راه عوض می کند. چیزی که در این بخش می توانست جداً به بازی کمک کند، استفاده ی بهینه از ویژگی های شخصیتی هر کدام از کاراکترها و ایجاد تفاوت های وسیع تر در قابلیت آن ها بود. برای مثال وقتی دارید با یک باس می جنگید، خیلی فرق نمی کند که جک کاراکتر شما باشد، یا توشی. در واقع با این که اسلحه ها متفاوت اند و آپگریدهای مربوط به هر اسلحه هم متفاوت است، اما در نهایت، قدرت همگی آن ها تقریباً در یک سطح است. سازندگان بازی با توجه به کاراکتر هر فرد به او اسلحه ای متفاوت داده اند که تا این قسمت خیلی خوب آمده اند، اما عملاً فرق بین این اسلحه ها چشمگیر نیست.

جک، لیدر ترشروی گروه که شخصیتش به دل می نشیند.

آپگریدهای مربوط به اسلحه ها، باعث باز شدن قابلیت های جدید و لذت بخشی می شوند که تا پیش از آن وجود نداشتند. درست است که گاهی اوقات دقیقاً نمی دانید چطور باید از قابلیت جدیدتان استفاده کنید، اما پس از کمی بالا و پایین کردن و ور رفتن با بازی، راهش را پیدا می کنید. علاوه بر آپگرید قابلیت ها، می توانید تا حدی موتور سیکلت و کاراکتر مربوط به هر موتور را شخصی سازی کنید. این موضوع تقریباً بی استفاده است، چون موتور شما و کاراکتر سوارش آن قدری بزرگ نیستند که بتوانید فرق تغییراتی را که ایجاد کردید کاملاً حس کنید. مورد بعد اینکه پس از رد کردن هر مرحله پول نسبتاً زیادی به دست می آورید که برای همین آپگریدها می توانید خرج کنید، اما قفل آپگریدها دیر به دیر باز می شود و با اینکه پولتان زیاد است، آپگریدی نیست که اضافه کنید.

بخش ارتقای قابلیت ها.

بخش بصری بازی را نمی توان دوست نداشت. سازندگان Steel Rats، روح دهه ۴۰ میلادی را به خوبی در بازی دمیده اند و محیط های بازی که بیشتر شامل زیر زمین های کارخانه ها و خیابان های بازی هستند، به زیبایی بوی بنزین و دود را برای شما تداعی می کنند. بار دیگر می گویم که سبک ۲٫۵ بعدی بازی، به زیبایی روی آن نشسته است. عمق تصویر بالاست و می توانید در خیابان ها به خوبی ویراژ دهید. از این ها که بگذریم، رنگ بعدی بازی واقعاً قابل تحسین است. درخشیدن رنگ های روشن و گرم و تقابل آن با فضای تاریک و مه آلود بازی، ترکیب زیبایی به وجود آورده که چشمان شما را نوازش می دهد. کاراکترهای بازی بسیار کلیشه ای طراحی شده اند و در اینجا از صفت “کلیشه” به معنای مثبت استفاده می کنم. چون واقعاً کدام گروه موتور سواری بدون وجود این کاراکترها کامل می شود؟ میان پرده های بازی به شدت به فضای آن می آیند و سازندگان بهترین روش را برای روایت داستان انتخاب کرده اند.

رنگ بندی واقعاً زیباست.

بخش موسیقی بازی نیز نکته ی مثبت دیگر آن است. Steel Rats مجموعه ی زیبایی از موسیقی های الکترونیک دارد که حس علمی-تخیلی بازی را به خوبی انتقال می دهد. همچنین در هنگام مبارزات و سکوبازی، همیشه آهنگ مناسب آن موقعیت اجرا می شود و به شما انرژی مضاعف می دهد.

در آخر باید بگویم رویکردی که شرکت Tate Multimedia در بازی Steel Rats پیش گرفته، رویکرد خوب و قابل توجهی است. برخی از بازی ها شاید خیلی بزرگ نباشند، اما می توانند باعث جرقه ی خلاقانه ای برای سازندگانش برای ساخت بازی های بعدی شان باشند و یا بر ذهن سایر سازندگان اثر بگذارند. اگرچه قابل ذکر است قیمتی که سازندگان بازی برای آن در نظر گرفته اند کاملاً عادلانه است. Steel Rats از آن دسته بازی هایی است که شاید بهترین تجربه را برایتان به ارمغان نیاورد، اما پس از تمام کردن، نامش برای مدتی طولانی به عنوان یک بازی خلاقانه در گوشه ذهنتان می ماند.

 

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید