جان وید و همسرش جولیا از بازماندگان کولاکهای مرگباری بودند که کاروان آنها را ازهم پاشیده بود. گروه آنها اکثراً از کارگران سادهای تشکیل شده بود که به امید گرمای یک ژنراتور غولآسا، خانههای خود را در لندن ترک کرده و از راه دریا به سرزمینهای منجمد شمالی رهسپار شده بودند. آنها فرصت جست و جو برای یافتن گمشدگان را نداشتند، چراکه سرمای کشندهی شب نزدیک بود. پس از ساعتها پیشروی بالاخره ژنراتور در دیدرس قرار گرفت اما بجای خوشآمد گویی گرم، ژنراتوری منجمد و رها شده و انبوهی از سؤالات بی پاسخ در انتظارشان بود. چرا کسی اینجا نیست؟ کس دیگری از گروه ما زنده مانده؟ آیا ما تنها بازماندگانیم؟ با وجود این همه سؤال بی پاسخ، جان از یک چیز مطمئن بود: اوضاع از این هم بدتر خواهد شد.
در Frostpunk شما در نقش رهبر این گروه از بازماندگان قرار میگیرید و وظیفهی اصلیتان اطمینان حاصل کردن از دوام شهر کوچکی است که در اطراف این ژنراتور شکل گرفته. برای رسیدن به این هدف باید تمام جزییات شهرتان، از وضع قوانین گرفته تا تقسیم کار، را مدیریت کرده و به دلیل محدودیت منابع، ساخت ساختمانها را اولویتبندی کنید. داستان این بازی روایت متفاوتی از تاریخ جهان در اواخر قرن ۱۹ است، هنگامی که خبرها حاکی از سرمایی ناگهانی و درحال گسترش در مستعمرههای جنوبی بریتانیا است. خورشید کم سو شده و جهان در حال فرو رفتن به یک زمستان ابدی است. برای اینکه به سرنوشت مردم جنوب دچار نشود، بریتانیا تمام منابع خود را صرف ساخت ژنراتورهای عظیمی کردهاست تا بلکه شانسی برای نجات داشته باشد. بازی داستان گروهی از نجات یافتگان را روایت میکند که زندگی جدید و پرفرازونشیبی را در اطراف یکی از این ژنراتورها شروع کردهاند و خواستار پی بردن به سرنوشت بقیهی مردم هستند. آنها در طی داستان بازی با بحرانهای مختلف روبهرو خواهند شد که ممکن است باور مردم را در بقای شهر از بین ببرد و این غلبه بر چنین بحرانهایی است که هویت واقعی Frostpunk را آشکار میکند.
Frostpunk یک بازی Survivor در غالب سبک شهرسازی ساخت ۱۱ bit studios است. این استودیو که از کارمندان سابق CD Project و Metropolis Software شده تجربهی ساخت بازیهایی همچون This War of Mine، که تحسین منتقدان را برانگیخته، را دارد و به خوبی توانسته از تجربههای خود استفاده کند تا اینبار نیز دنیایی بدون شک بسیار مرگبار خلق کند. برای مثال درThis War of Mine شما باید با تصمیمگیری و مدریت درست برای بقای گروهی از غیرنظامیان در شهری جنگزنده بکوشید. این عنصر مدریت و تصمیمگیری به خوبی در Frostpunk پیاده شده، بطوری که در درست زمانی که احساس میکنید بر جهنم منجمد این بازی غلبه کردهاید، شرایط کاملاً تغییر میکند و باردیگر شما را به سازگاری با دنیایی مرگبارتر از دیروز وادار میکند. هریک از شهروندان شما نیز زندگی خود را دارند. آنها شغل، خانه و خانواده دارند و مثل هر انسان دیگری بیمار میشوند، غذا می خورند، استراحت میکنند و به سیاستهای شما واکنش نشان میدهدند.
سازندگان این بازی آن را یک “شبیهساز بیچارگی” معرفی کردهاند. همهی عناصر بازی، مانند داستان، آرت، انیمیشن، گیمپلی و موسیقی، در خدمت القای این حس فلاکت هستند. داستان بازی، چالشهای زندگی در این جهان به یکباره مرگبار را به خوبی روایت میکند و اتفاقاتی که در روند داستان رخ میدهند مرتباً امید شما را میسنجند. نورپردازی و افکتهای گرافیکی استثنایی این بازی نیز باعث میشوند سوز و سرمای مرگبار این دنیا را از مانیتور خود حس کنید درحالی که آمد و شد از سر ناچاری شهروندان، حس همزاد پنداری شما را تحریک میکند. قسمتی از این احساسات با به تصویر کشیدن تعامل زیبای برف با شهر و مردم ابراز میشود. ترکیب چنین پدیدههای تصویری با صداگذاری متبحرانه آن باعث درخشش Frostpunk شدهاست. موسیقی بازی نیز بسیار خوب کار شده، بطوری که نوای بسیار سوزناک و زیبای ویالن حس رمانهای چارلز دیکنز را به بازی میدهد.
همانطور که از اسم این بازی پیداست، سرما نقش پررنگی در داستان و گیمپلی بازی دارد. درجهی هوا، آشکارترین نشانگر مقابل چشم شماست و شرایط هوایی چهار روز آینده در پنل سمت راست آن دیده میشود. روند کلی دمای هوا رو به کاهش است، به همین دلیل اگر از توسعه و ساخت تکنولوژی جدید غافل شوید پایان زودهنگامی در انتظارتان است. روی طراحی برف هم به خوبی کار شده. گرمای ساختمانها، بخصوص ژنراتور و مراکز بخار، برف اطراف خودش را ذوب میکند و مانع از تجمع دوبارهی آن میشود و وقتی کارگران به دلایل مختلفی چون شکار یا جمعآوری منابع قادر به استفاده از خیابانها نیستند، برف چندین متری را کنار میزنند و یک مسیر موقتی ایجاد میکند تا به مقصد خود برسند. برف و سرما سلامتی مردم را به خطر میاندازد و در بدترین حالت سرمازدگی شدید منجربه قطع عضو و حتی مرگ آنها میشود. کارگران بیمار قادر به حضور در محل کار نخواهند بود درنتیجه کارایی آنها کاهش مییابد. سرمای محل کار و زندگی شهروندان ارتباط مستقیمی با رضایت آنها دارد، چراکه آنها برای فرار از سرما و به امید ژنراتور حاضر به ترک خانههایشان شدهاند.
ژنراتور منبع اصلی گرما و یکی از کلیدیترین عناصر گیمپلی Frostpunk است. این ژنراتور بزرگ نهتنها گرما برای ساختمانهای اطراف فراهم میکند، بلکه انرژی تمام سیستمهای گرمایشی دیگر نیز مستقیماً از آن تأمین میشود. این سیستمهای گرمایشی به دو صورت گرمکنهای (Heater) نصب شده در محل کار و مراکز بخار (Steam Hub) قابل احداث در خیابانها در دسترس هستند. خود ژنراتور نیز گیمپلی خاص خود را دارد. با کلیک بر روی آن با پنلی از سوییچهای مختلف مواجه خواهید شد که میتوانید موارد مختلفی همچون قدرت، برد، فشار،و انرژی منتقل شده به گرمکنها و مراکز بخار را مدیریت کنید. البته بسیاری از این تنظیمات در ابتدا قفل هستند و باید با توسعه و تحقیق به آنها دست پیدا کرد. در این پنل گزینههای دیگری نیز وجود دارند که از همان ابتدا به آنها دسترسی خواهید داشت. مثلاً استفاده از Overdrive به شرط اعمال فشار مضاعف روی ژنراتور، ۱۰ درجه سانتیگراد به گرما اضافه میکند و Temprature Overlay شرایط گرمایی کل شهر را به صورت مادون قرمز نشان میدهد. اما ژنراتور فقط یکی از ابزارهای شما برای ادارهی شهر است.
مثل بسیاری از بازیهای شهرسازی، در Frostpunk بخشی از ادارهی شهر با ساخت ساختمانها و توسعهی تکنولوژی صورت میگیرد. ساختمانها طبق کاراییشان به گروههای مختلف دستهبندی شدهاند. برخی از این گروهها در ابتدا در دسترس نیستند و در طی اتفاقات بازی اضافه میشوند. هریک از این دستهها ساختمانهای لازم برای ادامه حیات شهر را در بر دارند ولی محدودیت زمان و منابع باعث میشود که استفادهی کامل از تمام آنها ممکن نباشد. برای مثال ممکن است شما جمعآوری زغال سنگ را اولویت قرار دهید و به همین دلیل کارگر یا منابع کافی برای ساخت و راهاندازی کلبههای شکار نداشته باشید. در چنین شرایطی شاید برخی از شهروندان گرسنه بمانند ولی در عوض خانههای بیشتری گرم خواهند بود. توسعهی تکنولوژی جنبهی ضروری دیگری برای بقای شهر است. کشف تکنولوژی جدید در کارگاهها (Workshop) صورت میگیرد که توسط مهندسها، که از کارگرها خبرهتر هستند، اداره میشوند. این اکتشافات نه تنها تکنولوژی قدیمی را بهبود میدهند، بلکه ساخت تکنولوژی کاملاً جدید را نیز ممکن می کنند. برای مثال با ساخت کارخانه قابلیت ساخت رباتهای بزرگی به اسم Automaton بدست میآید که با مصرف زغال سنگ کار میکنند. Automatonها به تنهایی وظایف یک گروه کارگر را به عهده میگیرند و برخلاف انسانها میتوانند شبانهروز کارکنند. فقط ساختمانها برای حیات شهر ضروری نیستند، بلکه شما نیز به عنوان کاپیتان نقش بسزایی در ادارهی شهر دارید.
Frostpunk با استفاده از قابلیت وضع قوانین و تصمیمگیری در مواجهه با اتفاقات مختلف، نقش شما را پررنگتر میکند. تقسیم کار و مدیریت ساختمانها برعهدهی شماست. نیروی انسانی یکی از محدودترین منابع است و شما باید درصورت نیاز ساختمانهای دارای اولویت پایینتر را غیرفعال کرده و کارگران آن را به پستهای مهمتر منتقل کنید. علاوه براین شما از همان ابتدا به “کتاب قانون” دسترسی دارید و با استفاده از آن میتوانید با توجه به نیازهای شهرتان قانون وضع کنید. برای مثال میتوانید درصورت کمبود غذا، آن را با خاک اره ترکیب کنید تا شکم پرکنتر شوند ولی درعوض نارضایتی مردم افزایش مییابد و برخی ممکن است بیمار شوند. میزان رضایت و نارضایتی مردم به صورت دو نشانگر امید و نارضایتی نشان داده میشود. تصمیمها و انتخابهای شما و همچنین اتفاقاتی که در روند داستان رخ میدهند امید یا نارضایتی شهروندانتان را تعیین میکند. این سیستم، دوام یا فروپاشی شهرتان را مشخص میکند، بطوری که امید بالا کارایی شهروندان را افزایش داده و نارضایتی منجر به تظاهرات، اعتصابات و درنهایت برکناری و تبعید شما از شهر میشود. بسیاری از این تصمیمها در غالب دستورات شما به گروههای اکتشافی اعزام شده به سرزمینهای اطراف شهر است. بقیهی تصمیمهای شما در رابطه با اتفاقات درون شهری مثل درخواستهای شهروندان است. هریک از تصمیمهای شما ممکن است در دراز مدت پیامد غیرمنتظرهای داشته باشد و همین مسئله به این تصمیمها اهمیت بسزایی میدهد.
بازبینی تصویری
سرما به لندن رسیده.
هریک از شهروندان شما اسم و خانوادهی خود را دارند.
گاهی کارگران مجبوراً برای انجام کار خود از برف عبور کنند.
فرستاندن گروههای اکتشافی یکی از مهمترین عناصر بازی است.
وضع قوانین جدید با استفاده از کتاب قانون، برای بقا الزامی است.
گروههای اکتشافی گاهی منابع و بازمانده پیدا میکنند.
صحرای منجمد اطراف شهر چه اسراری در بر دارد؟
مردم ممکن است درخواستهایی از شما داشته باشند.
ساختمانها باید مجاور خیابانهای متصل به ژنراتور باشند.
این پنل میزان تولید و مصرف شما را به خوبی نشان میدهد.
Automatonها کارگرانی ایدهآل هستند.
ایمان میتواند به آرامش و اتحاد مردم کمک کند.
پنل ژنراتور اطلاعات زیادی در اختیار شما میگذارد.
نکات مثبت:
داستان ساده ولی درگیر کننده
گیمپلی چالش برانگیز، عمیق و سرگرم کننده
آرت و موسیقی جذاب
نکات منفی:
دوباره بازی کردن یک سناریو به لذت بخشی بار اول نیست
و در پایان
Frostpunk تجربهای تازه و عمیق در میان بازیهای هم سبکش است. این بازی هم یک شهرسازی تواناست و هم یک بازی مبتنی بر بقای سرگرم کننده. آرت و موسیقی زیبای این بازی به خوبی با ستینگ و داستانش همخوانی دارد. هر یک از انتخابهای شما نتایج خودش را در بر دارد و حس انسان دوستی و منطقتان را در برابر هم قرار میدهند. با اینکه گیمپلی بازی به تنهایی نیز چالش برانگیز و لذت بخش است، چالشهای جدید در طی بازی معرفی میشوند تا تازگی بازی حفظ شود. فقط حیف که این چالشها حس غیرمنتظره بودن خود را پس از یک بار بازی کردن از دست میدهند و درنتیجه دوباره بازی کردن یک سناریو به اندازهی بار اول لذت بخش نیست.
Verdict
Frostpunk is both a fresh and intense experience in its genre. It is both a competent city-builder and an engaiging survivor game. Its beautiful art and music go very well with its settings and story. Your choices matter and each has its consequences, and pitch your senses of morality and reason against each other. The gameplay is challenging and fun by itself, yet new challenges are presented throughout the game to keep things fresh. The only downside is that these challenges lose their element of surprise after the first playthrough.
Score: 9

















